اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٥٩ - هر خونى به يك اندازه مى ارزد
باطن ما كار دارد . ما اگر در باطن احساس آرامش كرديم , مى فهميم به سر عبادت رسيده ايم , لذا چيزى ما را نمى لرزاند , هيچ حادثه اى ما را نگران نمى كند .
مثلا شهداى كربلاء با ديگر شهداء فرقشان اين است كه اينها اصلا به اين فكر نبودند كه جنگ نابرابر است و ما چيزى نداريم . همه شهداء به مقام والاى شهداى كربلا نمى رسند . چون يك وقت انسان سخنش اين است كه ما با دشمن قوى چه كنيم . سعى مى كند حداكثر تلاش را فراهم مى كند تا خود را برابر كند و يا اگر نابرابر بود احساس نگرانى مى كند , يك وقت اصلا احساس نگرانى نمى كند . در جنگى كه اصلا سلاح خودى به هيچ وجه قابل قياس با سلاح دشمن نيست اينها اصلا سخنى ندارند به اينكه ما سلاح مان كم است يا عدد وعده و آمارمان كم است , اينها مطرح نيست . آن روز اگر مى شناختند ياران سالار شهداء سلام الله عليه كيانند , همه اموال آنها را مصادره مى كردند و همه بستگان را در زحمت قرار مى دادند . در حالى كه ياران حضرت سيدالشهداء ( ع ) روز عاشورا اسامى خود را در چله هاى تير مى نوشتند و آن تيرها را به سمت اردوى عمر سعد رها مى كردند كه بگويند ما ناشناس نيستيم , ما چهره هاى شناخته شده اسلام هستيم . و اگر هم خواستيد اموال ما را مصادره كنيد , آزاديد . اينطور نيست كه ما از ترس و مخفيانه به اينجا آمده باشيم .
عده شهيد و عالم مى شوند اما همه يكنواخت نخواهند بود . هر خونى به يك اندازه مى ارزد . آن كه به سر عبادت رسيد , ممكن است يكنفره بتواند در برابر سيل تهاجم سدى پولادين باشد . به اين فكر نباشيم كه جهنم نرويم , به اين فكر نباشيم كه وارد بهشتى بشويم كه ( تجرى من تحتها الانهار) چون مقامات بيش از اين ها است , فرمود : و اعبد ربك حتى ياتيك اليقين . چيزى كمتر از يقين در عالم خلق نشده است و نعمتى هم گرانبهاتر از نعمت يقين نيست : ما انعم الله على عبد اجل من اليقين [٧] . هيچ نعمتى جلال مندتر از نعمت
[٧]اصول كافى , ج ٢ , باب فضل الايمان على الاسلام و اليقين على الايمان .