اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢١ - معناى وضوء گرفتن
سلام الله عليه به يكى از شاگردانشان به نام محمد بن سنان مرقوم فرمود : ان علة الوضوء التى من اجلها صار على العبد غسل الوجه و الذراعين و مسح الراس و القدمين . فلقيامه بين يدى الله تعالى و استقباله اياه بجوارحه الظاهرة و ملاقاته بها الكرام الكاتبين . فيغسل الوجه للسجود و الخضوع و يغسل اليدين ليقلبهما و يرغب بهما و يرهب و يتبتل و يمسح الراس و القدمين لانهما ظاهر ان مكشوفان يستقبل بهما كل حالاته و ليس فيهما من الخضوع و التبتل ما فى الوجه و الذراعين [١٠] .
فرمود سر وضو گرفتن و غسل و مسح اين است كه انسان با اعضاى پاك متوجه خداوند سبحان گردد . آيا مى شود انسان با چشم گناه بكند و با همان چشم و صورت متوجه خداوند بشود ؟ و اصولا اسرار الهى حقايقى است كه لا يمسه الا المطهرون [١١] . اگر حقيقت قرآن را جز افراد با طهارت نمى يابند , حقيقت اين عبادات را هم جز افراد پاك نمى يابند . آنگاه عبادت در كام انسان لذت پيدا مى كند و هيچ چيزى انسان را به خود مشغول نخواهد كرد .
در اين حديث شريف سخن از ملاقات خدا و استقبال فرشتگان است . انسان ملائكه را مى بيند , سخنان آنان را مى شنود . اينكه مى بينيم ما نماز مى خوانيم و چيزى از نورانيت احساس نمى كنيم براى آن است كه نماز را با آداب و اسرار آن نخوانديم . خاصيت نماز در معرفت باطن آن است . اگر انسان با اين اسرار آشنا شد و آنگاه در راه خدا شربت شهادت نوشيد , خون او با ديگر خونها يكسان نيست .
هر شهيدى آن قدرت را ندارد كه نظام اسلامى را تحكيم كند . گاهى هزاران نفر بايد شهيد شوند تا سدى در برابر سيل بيگانگان باشند , گاهى يك نفر سيل را بر مى گرداند . گرچه براى شهيد مقامى است بس عظيم , اما همه شهدا در يك درجه نيستند . آن كسى كه عارفتر و عالمتر و آگاهتر و با فرشتگان خدا در زمان حياتش ملاقاتها داشته است , خون او هم مؤثرتر است .
[١٠]من لا يحضره الفقيه , ج ١ , باب ١٢ , حديث ٢ .
[١١]سوره واقعه آيه ٧٩ .