اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٧٨ - سخن امام مجتبى در مورد امامت با محمد بن حنفيه
حالى كه وسائل نقليه و مركوب هاى راهوار داشتند , مع ذلك براى اينكه فيض بيشترى برده باشند پياده به مكه مشرف مى شدند , در يكى از اين مسافرت ها پاى مبارك آن حضرت آماس كرد , به خدمتگزارش فرمود : اين پول را بگير و چند قدم جلوتر مرد سياه چهره اى مى آيد اين پول را به او بده و روغنى دارد از او بگير و بياور كه من به پايم بمالم تا درمان بشود . همه اينها به استفاد آن علم درونى حسن بن على عليهما السلام است . خدمتگزار حضرت جلو رفت و ديد با همان نشانه و خصوصياتى كه امام فرمود مردى سياه چهره مى آيد . از او پرسيد : چنين روغنى دارى كه براى ورم پا مفيد باشد ؟ گفت : آرى . گفت : اين پول را بگير و آن روغن را بده . گفت : براى كه مى خواهى ؟ گفت : براى حسن بن على . اين مرد سياه چهره گفت : حسن بن على مولاى من است و من به او ارادت دارم اين روغن را بگير و ببر . گفت : من بايد اين روغن را از شما بخرم و شما اگر ارادتى دارى به حضور مولايم شرفياب شو و در آنجا عرض ارادت كن . پول را داد و روغن را گرفت و با هم به حضور حسن بن على عليهما السلام شرفياب شدند . اين مرد بين مكه و مدينه در آن هواى سوزان به امام مجتبى يك مطلبى پيشنهاد داد , عرض كرد : يابن رسول الله شما از خداى سبحان مسئلت كنيد فرزندى كه به من مى دهد شيعه و از دوستان شما باشد . من وقتى از منزل به قصد مسافرت بيرون مى آمدم عيالم باردار بود , دعا كنيد وقتى فارغ مى شود فرزندى باشد كه جزء دوستان شما باشد . اين را بعنوان بهترين دعاء از امام مجتبى ( ع ) مسئلت كرد و ايشان فرمودند : خدا به تو فرزندى داد كه شيعه است و ما را دوست دارد [١٥] .
اين تلاش يك انسان سياه چهره زير آسمان سوزان حجاز است . بعنوان دعائى كه از امام زمانش مى خواهد , نخواست كه خدايا به من مال و مسكن بده يا خدايا به من دنيا بده , بلكه او فرزند صالح مى طلبد . چون يكى از بهترين بركات حيات انسانى داشتن فرزند صالح است كه تا زنده است و طلب مغفرت مى كند آثار خير براى گذشتگان محفوظ خواهد بود .
[١٥]اصول كافى , ج ١ , باب مولد الحسن عليه السلام حديث ٦ .