اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣٢ - انسانها فضاى بهشت را نورانى كرده اند
قيامت , باطن دنيا است و افراد هم بصورت باطنى شان محشور مى شوند . روى اين اصل كه هر چيزى ظاهر و باطنى دارد , آخرت باطن دنيا است و انسان در آخرت بصورت باطن هاى خود در مى آيد , لذا عده اى در آخرت بصورت حيوان و عده اى هم بصورت انسان محشور مى شوند . و آنهائى هم كه بصورت انسان محشور مى شوند يكسان و يكنواخت نيستند . بعضى فقط جلوى خود را نور مى دهند و بعضى هم ( يسعى نورهم بين ايديهم و ايمانهم) [٤] , نورشان در جلوشان و طرف راستشان در حركت است كه هم آنها را نور مى دهد و هم ديگران را نورانى مى كند و صحنه قيامت را هم نورانى مى نمايد .
در بهشت كه هوا و فضا روشن است , روشنائى فضاى آن بوسيله ماه و ستاره و نورهاى ظاهرى نيست بلكه خود انسان است كه آن فضا را نور مى دهد . اينطور نيست كه در خانه بهشتى چراغ و يا در فضاى بهشت آفتاب و ماه باشد , بلكه آفتاب و ماه برچيده مى شود : اذا الشمس كورت و اذا النجوم انكدرت [٥] . هم ماه و هم آفتاب تيره مى شوند و هم ستارگان بساطشان را جمع مى كنند . وقتى يك نور جديدى در فضا مى تابد مى گويند اين چه نورى است . مى گويند نور مؤمن است كه از غرفه اى به غرفه ديگر مى رود . اين باطن انسان است , اين باطن عبادت است . باطن نماز و روزه و جهاد و حج همان نور است . زيرا هر يك از عبادات اسرارى دارند و اسرار عبادات هم عبارت از همان نورانيت هاى جهان غيب است . اگر يك وقت خداى سبحان درباره بعضى تعبير فرمود : ( و جعلنا له نورا)
[٣] فالصورة صورة انسان و القلب قلب حيوان لا يعرف باب الهدى .
نهج البلاغه , خطبه ٨٧ .
[٤]سوره تحريم آيه ٨ , سوره حديد آيه ١٢ .
[٥]سوره تكوير آيه ١ .