اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٥٧ - انسان مردد به مقصد نمى رسد
است كه عوالمى را پشت سر گذاشته و عوالمى را در پيش روى دارد , هم هدف دارد هم راه . كسى كه انسان كامل است هم هدف را مى شناسد هم راه را مى داند و آن امام و پيمبر است كه بايد رهبرى مردم را بعهده بگيرد .
يك انسان مؤمن مطمئن و راحت است و هدف و راهش هم مشخص است لذا سرگردان نيست وقتى كه خداى سبحان مؤمنين را مى ستايد , مى فرمايد : اينها آرامند . در جنگها وقتى از مؤمنين ياد مى كند , مى فرمايد : فانزل السكينه عليهم , يا انزل سكينة عليهم [٥] . پيامبرش و مؤمنين را با سكونت و طمائنينه و آرامش مى ستايد . مؤمن در سكونت و آرامش است و كافر در ترديد .
انسان مردد نمى آرمد و به مقصد هم نمى رسد . اين خصيصه و سر عبادت است . عبادت كن تا به يقين برسى نه اگر به يقين رسيدى عبادت را رها كن . مثل اين كه به انسان مى گويند اگر خواستى به سقف برسى و پشت بام را ببينى از نردبان استفاده كن , پله هاى نردبان را طى كن تا پشت بام را ببينى . اين نه به آن معنا است كه وقتى پشت بام را ديدى بگوئى نردبان چيست , زيرا اگر گفتى نردبان چيست همان لحظه مى افتى . در اثر تكيه به اين نردبان است كه پشت بام را مى بينى . عارف اگر به مقام يقين مى رسد چون به عبادت متكى است و اگر به جائى رسيد كه يقين پيدا كرد و عبادت را ترك كرد , ترك عبادت همان و سقوط همان , لذا هيچ كس ممكن نيست در هيچ مرحله اى بى نياز از عبادت باشد : واعبد ربك حتى ياتيك اليقين .
بندگى براى بنده ذاتى او است , خواه در دنيا خواه در آخرت , منتها در آخرت عبوديت بنحوه ديگر ظهور مى كند . در دنيا به صورت نماز و روزه است و در قيامت كه به انسان مى گويند : اقرء وارق . آنجا جاى عمل نيست , بلكه جاى ظهور نتايج اعمال است . مى گويند آنچه كه در دنيا از آيات خوانده اى يكى پس از ديگرى در اين جا ظهور مى كند و يكى پس از ديگرى بالا مى روى : اقرء
[٥]سوره فتح آيه ١٨ .