اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٥٥ - انسان وقتى به سر عبادت رسيد معبود را مشاهده مى كند
گفتار يازدهم
آنچه كه بعنوان يك اصل مشترك در تمام عبادات مطرح است , آن است كه انسان وقتى به سر عبادت مى رسد كه معبود را مشاهده كند . سر يعنى باطن , باطن پرستش معبود مشاهده معبود است . انسان براى اين كه بفهمد از نظر عبادت فقط احكام و آداب را رعايت مى كند يا از احكام و آداب عبادات گذشته به اسرار عبادات هم رسيده است , يا خير , ببيند معبود را مشاهده مى كند يا نه . براى اين كه انسان بفهمد معبود را مشاهده كرد يا نه راه دارد . چون مشاهده معبود درجاتى دارد . آن درجات ابتدائى را انسان مى تواند محاسبه كند . درجات نهائى مشاهده معبود , حساب را از دست انسان مى گيرد . انسان وقتى به آن مرحله رسيد ديگر حساب و كتابى در اختيار او نيست . درجات ابتدائى مشاهده معبود آن است كه انسان سرى به قلبش بزند و تامل در قلب كند كه آيا در اين قلب غير از خدا احدى هست يا خير . به چه چيزى علاقه مند است . اگر به خودش و لذائذ شخصى خود علاقه مند است و به تعلقات جزئى خود دل سپرده است , معلوم مى شود در قلب او خدا خالصا نيست و اين به سر عبادت نرسيده است زيرا سر عبادت وقتى است كه عابد معبود را مشاهده كند و در ضمير عابد جز معبود چيزى حضور و ظهور نداشته باشد .
آن مراحل نهائى مشاهده معبود همان است كه از على بن ابيطالب سلام الله عليه رسيده است : ما كنت اعبد ربا لم اره . من آن نيستم كه