اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣٦ - انسانى كه بطرف فضيلت مى رود احساس سبكبارى مى كند
است . عبادت براى آن است كه انسان را سبكبار كند : تخففوا تلحقوا . [١١] هر شب اميرالمؤمنين سلام الله عليه برنامه اى در مسجد بعد از نماز عشاء داشتند . روز تازيانه در دست داشتند و وارد بازار مى شدند , سخنرانى مى كردند , مردم را به فقه فرا مى خواندند كه عالم به احكام بشوند تا كسى گران نفروشد , احتكار نكند , ربا نگيرد , كم ندهد , مشكلاتى فراهم نكند . وقتى حضرت با تازيانه وارد چهار سوق كوفه مى شد همه دست از كار مى كشيدند و مى گفتند على بن ابيطالب آمد . بعد مى گفتند سمعا و طاعة . در روز با تازيانه در بازار فرمان صادر مى كرد . شب بعد از نماز عشاء با صداى رسا , هنوز نمازگزاران از مسجد بيرون نرفته اند , مى فرمود : تجهزوا رحمكم الله [١٢] . بارها را ببنديد فردا مى خواهيم حركت كنيم . چون مؤمن بايد اين چنين باشد . اگر فردا را به حساب عمر خود بياورد حق مرگ را اداء نكرده است . تا امروز جزء عمر ما بود , فردا را موظف نيستيم را به حساب عمر خود بياوريم كه كار را به پس فردا حواله بدهيم , لذا هر شب مى فرمود ( تجهزوا رحمكم الله ) . آن دستور شبانه و اين فرمان روز در عين حال كه تلاش و كوشش اين بود كه قلمرو حكومتش را به بيگانه نيازمند نكند , مع ذلك مى فرمود خود را سبكبار كنيد و دل به چيزى نبنديد . اگر انسان دل به چيزى نبست احساس مى كند كه سبك است .
سر عبادت اين است كه انسان را چون فرشته سبكبال مى كند . و ما اگر خواستيم ببينيم آيا به سر روزه , به سر جهاد , به سر حج رسيديم , ببينيم آيا سبكبال شديم يا خير . اين معنا را در خود ديدن سخت نيست . قرآن كريم به ما آموخت , فرمود : يا ايها الذين آمنوا عليكم [١٣] انفسكم [١٤] . مؤمنين مواظب جانتان باشيد . از جانتان جدا نشويد , گاهى انسان خودش را گم مى كند و نمى داند كه گم كرده است . على عليه السلام فرمود : عجبت لمن ينشد ضالته
[١١]نهج البلاغه , خطبه ٢١ و ١٦٧ .
[١٢]امالى , شيخ مفيد , مجلس ٢٣ , حديث ٣١ و ٣٢ .
( ١٣ عليكم) اسم فعل است يعنى اسمى است كه معناى فعل مى دهد يعنى الزموا .
[١٤]سوره مائده آيه ١٠٥ .