اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧١ - انبياء را تهديد كرده اند اما تطميع نكرده اند
آمدند و آنها را از صحنه بيرون بردند : يكى راه تطميع بود , دوم راه تهديد . تمام سياستمداران در اين دو صحنه باختند . بعضى ها تطميع شدند و بعضى با تهديد از بين رفتند و بعضى هم با تطميع و هم با تهديد . در هيچ تاريخى نيست و از هيچ مورخى نرسيده است كه درباره انبياء حتى پيشنهاد تطميع را داده باشند . نه تنها تطميع در اينها اثر نكرد , بلكه پيشنهادش را هم ندادند . تهديد كرده اند اما تطميع نكردند , يعنى به هيچ پيامبرى نگفتند تو اين مبلغ پول را بگير و ساكت باش يا با اعمال اينگونه از غرائز جنسى از صحنه بيرون برو . در برابر انبياء الهى كسى پيشنهاد تطميع ندارد چون قسمت مهم زندگى انبياء در بين خود همان امت بود و معمولا به چهل سالگى كه مى رسيدند , مقام شامخ نبوت را نائل مى شدند . اينها مردانى بودند كه طورى در ميان مردم زندگى مى كردند كه كسى احتمال طمع درباره اينها نمى داد . انبياء طورى زندگى كرده بودند كه كسى به خود اجازه نمى داد كه به آنها پيشنهاد پول بدهد . چون آنها نه تنها از حرام استفاده نمى كردند , بلكه سعى مى كردند از هر حلالى هم استفاده نكنند و مى كوشيدند آنچه را هم كه در اختيار دارند به ديگران بدهند . آنچه هم كه در حجاز اتفاق افتاده بعنوان احتمال بود كه به ابوطالب گفتند تو از برادر زاده ات بپرس چه مى طلبد , كه حضرت فرمود : اينها اگر آفتاب را در دست راست من و ماه را در دست چپم بگذارند , و من را بر منظومه شمسى مسلط كنند , من دست از حرفم برنمى دارم [٨] . نه تنها مرا سيد حجاز كنند دست برنمى دارم , اگر مرا سيد كائنات بكنند , دست برنمى دارم . من كه سيد كائنات هستم , اما آنها اگر چنين توانى مى داشتند من دست از حرفم برنمى داشتم . حضرت رسول در سن ٢٥ سالگى با يك بانوى در سن چهل سالگى ازدواج كرد [٩] لذا از اين راه غريزه هم خيال نمى كردند كه بتوانند
[٨]والله يا عماه ! لو وضع الشمس فى يمينى و القمر فى شمالى على ان اترك هذا الامر ما اتركه حتى يظهره الله او اهلك فيه ما تركته . سيره ابن هشام , ج ١ , ص ٢٦٥ .
[٩]ازدواج حضرت خديجه با رسول الله ( ص ) , بحار الانوار , ج ١٦ , ص ١٩ , و ج ٦ , ص ١٠٤ , سيره ابن هشام , ج ١ , ص ٢٠٤ , متاقب , ج ١ , ص ٣٠ ١٤٠ , سيره حلبى , ج ١ , ص ١٢٣ , اصول كافى , ج ١ , باب ١ : ابواب التاريخ , حديث ١ .