اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨٤ - خوشا بحال كسى كه عبادت را معشوق خود بداند
يك واژه عربى است از يك گياه خاصى كه( عشقه) نام دارد , مشتق شده است . عشق در عربى همان پيچكى است كه ما در فارسى مى گوئيم . آن گياهى كه خود را به اين درخت مى تند و مى چسباند . اين گياهى كه پيچك نام دارد وقتى به بدنه درخت چسبيد , اين درخت را رها نمى كند . راه نفس درخت را مى بندد كم كم آن درخت زرد مى شود , برگهايش مى ريزد و سرانجام درخت را خشك مى كند در اين هنگام مى گويند اين درخت را عشقه گرفت . عاشق به يك چنين انسانى مى گويند . آن كه پيچك عبادت او را گرفت [١٣] , او را زرد كرد , راه نفس او را بست , و سرانجام او را خشك و از خود تهى كرد , به او مى گويند عاشق عبادت است , كه در اين حديث شريف هم فرمود برجسته ترين انسانها كسانى هستند كه به عبادت عشق بورزند و اگر راه نفس و نفوذ او بسته شد , چيزى از خود ندارد تا رشد كند . لذا در اسرار روزه گرفتن , گفتند روزه بگيريد براى اينكه آن نشاط حيوانى كم بشود [١٤] , مثل درختى كه او را پيچك گرفته كه ديگر رشد نمى كند . در بعضى از روايات آمده است كه روزه بگيريد براى آن كه آن طراوت و خرمى و شادابى غير ماه مبارك رمضان را از دست بدهيد , زيرا آن يك نشاط كاذبى است . بعد وقتى انسان روزه گرفت و به روزه علاقه پيدا كرد و به آن دل بست , آنگاه كم كم به باطن روزه پى مى برد . باطن روزه انسان را به لقاء حق مى كشاند كه خداى سبحان فرمود : الصوم لى و انا اجزى به [١٥] . كه اين تعبير فقط درباره روزه وارد شده است و درباره سائر عبادات وارد نشده است . انسان در روزه گرفتن اول از درجه ضعيفه آن اسرار شروع مى كند , بعد به آن درجه عاليه سر روزه كه لقاء حق است , خواهد رسيد .
روايات يك سلسله از حكمت هاى ظاهرى روزه را بيان مى كند . هشام بن حكم از امام صادق سلام الله عليه مى پرسد : چرا روزه گرفتن بر مردم واجب شد ؟ فرمود : انما فرض الله عزوجل الصيام ليستوى به الغنى و الفقير و ذلك
[١٣]اقرب الموارد .
[١٤]علل الشرايع , باب ١٠٨ .
[١٥]روضة المتقين , ج ٣ , ص ٢٢٥ .