اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣٤ - قبر يعنى برزخ و برزخ يعنى قبر
سخن مى گوئيد ؟ فرمود : من هر چه مى گويم يادداشت كنيد . عرض كردند : فى الرضا و الغضب ؟ فرمود : فى الرضا و الغضب [٧] . زيرا در حال غضب , غضب ما براى خدا است و جز حق نمى گوئيم , در حال نشاط , نشاط و سرور ما براى خدا است و جز حق نمى گوئيم . چيزى ما را به خود مشغول نمى كند كه ما در اثر اشتغال به غير خدا سخن باطلى بگوئيم .
مؤمن از شرح صدر برخوردار است هرگز نمى گويد اين حادثه را چگونه جبران كنيم و به چه كسى پناه ببريم چون از شرح صدر برخوردار است . دنيا نمى تواند او را در فشار قرار بدهد و هيچ عاملى نمى تواند او را در مضيقه قرار بدهد . و همين معناى شرح صدر و وسعت او در برزخ ظهور مى كند . هنگام مرگ هيچ فشارى براى مؤمن نيست , هيچ رنجى ندارد , قهرا در برزخ هم در فسحت و وسعت است و در فشار نيست .
قبر يعنى برزخ , برزخ يعنى قبر . بيش از سه عالم نيست : دنيا , برزخ , قيامت . در برزخ براى مؤمن هيچ فشارى نيست , زيرا او در دنيا با شرح صدر به سر برده و در شرح صدر زندگى مى كند . در قيامت كبرى هم كه فرشتگان مى گويند : سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين [٨] . جاهاى وسيع و باز در اختيار اهل بهشت است كه اگر همه اهل دنيا بخواهند در خانه بهشتى وارد بشوند جا دارد . اين چه عالمى است كه خانه هر بهشتى اينقدر وسيع است ؟ اما كافر كه از شرح صدر برخوردار نيست گرفتار تنگناى طبيعت و ماده است و محكوم به باطن خود هست , هم در دنيا در مضيقه است و هم در برزخ و قيامت . در دنيا همواره به اين فكر است كه بر داشتش بيفزايد و چيزى او را سير نمى كند . چيزى غير مؤمن را سير نمى كند . آن قناعت است كه انسان را سير مى كند كه در غير مؤمن نيست . روح قناعت را خداى سبحان به غير مؤمن نمى دهد . او هرگز احساس آسايش و آرامش نمى كند . او مانند كرم پيله است كه به دور خود مى تند و
[٧]بحار الانوار , ج ٢ , ص ١٤٧ .
[٨]سوره زمر آيه ٧٣ .