اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٢٤ - شيوه قربانى كردن در زمان جاهليت
است كه به خدا مى رسد : لن ينال الله لحومها و لا دماء ها و لكن يناله التقوى [٢] . يعنى , گوشت و خون قربانى به خدا نمى رسد . آن تقوائى كه در آن قربانى و كشتن گوسفند و شتر هست , كه روح و درون و سر اين عبادت است و آن را تبيين مى كند , به خدا مى رسد .
در جاهليت وقتى قربانى مى كردند مقدارى از گوشت قربانى را به ديوار كعبه مى آويختند و مقدارى از خون قربانى را به ديوار كعبه مى ماليدند كه قبول بشود . اسلام آمد روى اين كار خط بطلان كشيد , فرمود گوشت و خون به خدا نمى رسد تقواى اين عمل به خدا مى رسد . پس انسان متقى كه در حقيقت به باطن عبادت رسيده و مى كوشد كه به اسرار نهائى عبادت برسد , او به خدا مى رسد .
چون اميرالمؤمنين سلام الله عليه در همه اين ابعاد عبادت مثل اعلا بود , در توحيد فرمود : ما كنت اعبد ربا لم اره [٣] , در معاد فرمود : لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا [٤٥] . سخنان آن حضرت مى تواند راهگشاى انسان براى رسيدن به اسرار عبادت باشد . بعد از آنكه ضربت بر سر مبارك مولى الموحدين آمد , وصيتى فرمود و آن وصيت صرفا براى امام حسن و امام حسين نبوده است بلكه در بعضى از فرازهاى اين وصيت آمده است كه به شما و به كسانى كه كتاب من به آنها مى رسد وصيت مى كنم . اين وصيت به همه مسلمين متوجه است : وصيتى لكم ان لا تشركوا بالله شيئا [٥] . چيزى را شريك خداوند قرار ندهيد و كارى كه براى خداوند است به غير خدا نسبت ندهيد كه اين مى شود شرك . مشركين كار خدا را به غير خدا نسبت مى دادند , نه اينكه يك قدرى را براى خدا و يك قدرى را براى غير خدا انجام مى دادند زيرا آن شرك معهود نيست , بلكه رياء است . معمولا مشركين
[٢]سوره حج آيه ٣٧ .
[٣]توحيد , صدوق , باب ٤٣ , حديث ٢ .
[٤]كافى , حلية الاولياء , ابونعيم اصفهانى , ج ١ , ص ١٨ , احياء العلوم , غزالى با مضامين مختلف آمده است .
[٥]نهج البلاغه , كتاب ٢٣ .