اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٣١ - اولياء الهى هيچ وقت خاموش نيستند
از دستت كمك بگير , يعنى آنچه كه اين جا گفته مى شود بنويس . تو هم دفتر خاطرات داشته باش . بگو فلان روز آن حديث را ما شنيديم , آن روز اين آيه اين چنين تفسير شد . بعد وقتى منزل رفتى اين دفتر خاطرات را ورق مى زنى , مطالعه مى كنى , لذت مى برى . اگر مثل چوب خشك آمدى نشستى , وقتى بيرون رفتى لذت نمى برى . حضرت على ( ع ) اگر وقتى نبودند , مسافرت بودند , از مسافرت كه باز مى گشتند فورا به حضور رسول خدا عليه آلاف التحية و الثناء شرفياب مى شدند و عرض مى كردند : چه آيه اى نازل شده است ؟ در چه زمينه نازل شده است ؟ تفسيرش چيست ؟ يا اگر حضرت نبودند همين كه از سفر باز مى گشتند رسول خدا ( ص ) به دنبال اميرالمؤمنين مى فرستادند و به حضرت مى فرمود : در غياب شما اين آيه نازل شده , در اين زمينه نازل شده , معنايش اين است . چون آن دوازده هزار نفر جزء اولياء الهى نبودند كه هنگامى كه سخن مى گويند كلامشان ذكر باشد . فرمود : اولياء الهى حرفشان ياد خدا است , مرتب نور مى دهند .
در قرآن كريم فرمود : يك عده اى نورانى اند : و جعلنا له نورا يمشى به فى الناس [٨] . وقتى در بين مردم راه مى روند نور افشانى مى كنند راه كه مى رود حرف او , عمل او , رفتار او نور است . وقتى انسان با او مى نشيند به ياد خدا متذكر مى شود . سخن اين نيست كه چه خريدى و چه خوردى . سخن اين است كه آن آيه چيست و اين حديث چيست . اولياء الهى كسانى اند كه حرف مى زنند نه ساكت اند . خودشان كه تنها باشند , ساكتند , سكوتشان فكر است . هيچ وقت خاموش نيستند . در جمع كه هستند يا به سؤالات جواب مى دهند يا مسئله طرح مى كنند . مجلس پربركت رسول خدا عليه آلاف التحية و الثناء اينطور بود . اين چنين نبود كه مجلس آن حضرت ( ص ) سرد باشد يا سؤال مى كردند و حضرت جواب مى فرمود , يا اگر كسى سؤالى نداشت حضرت ابتداى به سخن مى فرمودند .
[٨]سوره انعام آيه ١٢٢ .