اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٥ - دوست و دشمن فهميدند امام خمينى براى خدا كار مى كند
چيزى بيشتر علاقه مند هستيد . شب و روز دلتان نگران چيست . به اينكه شما مطرح بشويد , يا به اين كه دين خدا بدست تان احياء بشود , چه ما مطرح شديم چه نشديم . اگر خواستيم ضمن اينكه ما مطرح مى شويم دين خدا بدست ما مطرح و احياء بشود در حقيقت خواسته ايم خودمان را مطرح كنيم اين شرك مى شود . اگر در قلب ما جز رضاى حق و احياء دين او چيز ديگر نبود اين قلب طاهر است . رسول خدا در خطبه شعبانيه دستور فرمود كه : فاسئلوا الله ربكم بنيات صادقه و قلوب طاهرة , در اين بيان هم امام صادق سلام الله عليه به ما دستور مى دهند : فاسئلوه ما شئتم , هر چه خواستيد مسئلت كنيد .
امام مجتبى حسن بن على عليه السلام فرمود [٨] : اگر كسى مواظب قلبش باشد كه هواجس و خاطراتى كه مورد رضاى خدا نيست , در آن خطور نكند , من ضامنم كه او مستجاب الدعوة باشد و دعاهاى او مستجاب بشود : و انا الضامن لمن لم يهجس فى قلبه الا الرضا بما قضى الله ان يدعو الله فيستجاب له . عمده آن است كه انسان خودش را نخواهد .
گفتم كه كى ببخشى بر جان ناتوانم *** گفت آن زمان كه نبود جان در ميانه حائل
گفتم خدايا كى به من مى دهى ؟ گفت آن وقت كه تو نباشى . تا من مطرح است انسان فيض نمى برد . اگر اين چنين شد انسان راحت است وگرنه هميشه در زحمت است . در درجه اول از دست خودش خسته است , بعد از ديگران هميشه در عذاب اليم است . مگر اين نفس انسان را رها مى كند .
در نجف از امام خمينى دام ظله اجازه مى خواستند كه رساله ايشان را به اردو ترجمه كنند تا براى پاكستان بفرستند . فرمودند : مگر آنجا رساله نيست ؟ گفتند چرا رساله بعضى از مراجع هست . فرمودند : بس است ديگر .
اگر انسان اين جور شد خدا او را يارى مى كند . لذا دوست و دشمن فهميدند كه او براى خدا كار مى كند . هر كسى اين چنين باشد خدا هم بدون
[٨]ناسخ التواريخ