اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٣٥ - احساس شهداء كربلا در برابر تيرها
دين غير از مرگ به لسان طب است . طب وقتى بدن كسى سرد شد مى گويد او مرد , اما دين انتقال از دنيا به برزخ را مرگ مى گويد . تا اين شخص وارد برزخ شود چه رنجها و فشارها كه تحمل نمى كند . همين ( يضربون وجوههم و ادبارهم) [١٥] همان حالت انتقالى به برزخ هست .
از امام باقر سلام الله عليه سؤال كردند [١٦] كه شهداى كربلاء در برابر آن همه تير چه احساسى داشتند ؟ فرمود : مثل اينكه شما با دو انگشتان خود گوشت يك انگشت ديگرتان را فشار بدهيد . چقدر درد مى آيد ؟ شهداى كربلا هم در برابر آن همه تيرها و خنجرها و نيزه ها و دشنه ها همين مقدار احساس داشتند . چون وقتى روح متوجه جاى ديگر باشد , دردى را احساس نمى كند . روح متوجه تن باشد درد را احساس مى كند . آن كه حواسش پيش بدن و است , خستگى و تشنگى و گرسنگى را بيشتر احساس مى كند و بيشتر رنج مى برد , و آن كه حواسش متوجه مولاى او است , خستگى و گرسنگى و تشنگى را احساس نمى كند . اصلا در ميدان جنگ هم همينطور است . در حال نماز كه خود نماز محراب و جنگ با شيطان است نيز همينطور است . آنها كه مشتاق لقاى حق اند , اگر قضا و قدر الهى نبود يك لحظه حاضر نبودند در دنيا بمانند . حيف آدم خوب كه در دنيا بماند .
در خطبه همام [١٧] على بن ابيطالب عليه السلام فرمود : متقين مشتاق رفتن به آن عالم اند . ريشه اين مطلب در همين حديث رسول خدا عليه آلاف التحية و الثناء است . حضرت فرمود : اين هاجزء اولياء الهى اند . معلوم مى شود آن كه به ولايت رسيد , به سر روزه رسيده است , اين كه مواظب زبانش هست , به ادب روزه رسيده است , و آن كه به احكام و آداب روزه مى پردازد , او بين راه است كه به باطن روزه راه پيدا كند . و اين كه حضرت در خطبه شعبانيه
[١٥]سوره انفال آيه ٥٠ .
[١٦]معانى الاخبار , شيخ صدوق باب معنى الموت حديث ٤ و ٥ , بطور كلى راجع به موت مؤمن است .
[١٧]خطبه ١٩٣ , نهج البلاغه .