اسرار عبادات - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٩٣ - اهل معنى شرم از گناه دارند
اجازه مى دهد كه شب و روز يك مقدار قرآن در خانه اش خوانده نشود . قرآن براى اين نيست كه كسى را از زير قرآن رد كنند , وقتى قرآن مؤثر است كه انسان قرآن را بخواند و بفهمد و عمل كند . فرمود با تلاوت قرآن خانه ها را روشن كنيد . كدام خانه را ؟ اين خانه را كه در زمين است با ظاهر قرآن مى سازد . آن بيت المعمور را كه در حقيقت قلب نورانى خود شما است , با فهميدن قرآن روشن كنيد . بگذاريد در اين قلب جز ياد حق چيزى نباشد . چون هر كسى هر نعمتى پيدا كرده است همه را از دولت قرآن دارد . اينطور نيست كه كسى قرآن را رها بكند و بتواند سرافراز باشد . خانه اى كه در آن قرآن زياد خوانده شود , خيرش هم زياد است : نوروا بيوتكم بتلاوة القرآن فان البيت اذا كثر فيه تلاوة القرآن كثر خيره [٣٤] . گاهى از يك خانه يك فرزند پيدا مى شود كه امت هاى دربند را رهائى مى بخشد . انسان نمى داند كه خيرى كه خداى سبحان بخواهد مرحمت كند چيست . يك استدلالى على بن ابيطالب سلام الله عليه در نهج البلاغه دارد , مى فرمايد : اينقدر خود را ارزان نفروشيد , و سپس بعنوان يك تفكر منطقى استدلال مى كنند :
مقدمه اول اين است كه : آيا خدا پيامبرش را گرامى داشت يا نه ؟ عزيزترين بندگان پيش خدا پيامبر است و هيچ كرامت و عزت و حرمتى نبود , مگر آن كه خداى سبحان به پيامبرش داد [٣٥] .
مقدمه دوم : زندگى پيامبر بسيار ساده بود و حتى ايشان مدت ها گرسنه مى خوابيدند , چه در شعب ابى طالب و چه در غير آن , و اگر يك مالى از خديجه سلام الله عليها رسيد در راه اسلام خرج شد و خود حضرت مصرف شخصى نكرد . در آن سه سال شعب ابيطالب , اينها چه گرسنگى ها كشيدند , خدا مى داند .
بعد مى فرمايد : يا بايد مال داشتن كمال و شرافت باشد , پس بايد ملتزم بشويد كه خدا پيامبرش را تحقير كرده , اين كه صحيح نيست , يا
[٣٤]اصول كافى , ج ٢ , كتاب فضل القرآن , حديث ١ .
[٣٥]نهج البلاغه , خطبه ١٦٠ .