کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٨٢ - اتقى كيست
اوصاف برتر مى شناسد , و در پيشگاه خدا عبادت بهترى دارد . در نتيجه اتقى و اكرم مى گردد , چون با اعلى در ارتباط است . و اگر بينش وى و مراقبت و محافظت و عمل صالحش كمتر بود , تقى و كريم خواهد بود و با خداى على عظيم در ارتباط است . هر كه اتقى شد اكرم مى شود , و اتقى براى اينست كه با اعلى در ارتباط است , لذا فرمود( : إلا ابتغاء وجه ربه الأعلى ) كسى كه براى خداى اعلى كه در كمال اعتلاست , كار مى كند , مى تواند به مرحله اتقى راه يابد .
در بحثهاى قبل راجع به وجه الله ملاحظه فرموديد كه امر ثابت زوال ناپذير را وجه الله مى گويند كه هرگز فانى نمى شود . حتى در نفخ صور , كه همه موجودات رخت بر مى بندند , وجه الله زنده است و از بين نمى رود , چون خود نفخ صور و فرمان اماته , وجه خداى سبحان است( . و ما لأحد عنده من نعمة تجزى إلا ابتغاء وجه ربه الأعلى و لسوف يرضى ) خداى سبحان آنقدر به اين انسان اتقى اعطاء مى كند كه او راضى و خشنود مى شود , و يكى از بارزترين مصاديق اين قسمت از آيات قرآن كريم , اهل بيت عصمت و طهارت - عليهم السلام - مخصوصا حضرت امير - عليه السلام - است .
نتيجه
نتيجه آنكه كرامت وصف نفسانى است و مستقيما با خارج ارتباط ندارد , بلكه محصول يك وصف نفسانى ديگرى است كه تقواست , و اگر يك وصف نفسانى متوقف بر وصف نفسانى ديگر بود , وجودا و عدما , حدوثا و بقاء و شدة و ضعفا تابع اوست , و تقوا هم