کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٨ - تقوا به خداى سبحان مى رسد
خدا مى رسد تقواست , كه روح قربانى است .
در جاهليت , گوشت قربانى را براى تقرب , به ديوار كعبه مى آويختند و خون قربانى را هم به چهره ديوار كعبه مى ماليدند . اسلام كه دين توحيد است اين شرك را ابطال كرده , و فرمود : گوشت و خون را به ديوار كعبه نماليد و آويزان نكنيد . آنچه به خدا مى رسد تقواست نه گوشت و خون .
تعبير قرآن كريم اينست كه : تقوا كه وصف خاص شماست به الله مى رسد , نه اينكه الله , عمل با تقوا را قبول مى كند( انما يتقبل الله من المتقين ) [١١] يك تعبير متوسط است . اما تعبير بلند اينست كه تقوا به الله مى رسد . يعنى هيچ حجابى براى تقوا نيست . زيرا بعضى از امور كه گرفتار حجابهاى مادى و ظلمانى هستند , به نشئه برزخ راه ندارند تا چه رسد به بالاتر از آن .
بعضى از امور هستند كه گرچه توان صعود را دارند ولى وقتى به مقامات برتر رسيده و با حجابهاى نور روبرو شوند , آن قدرت را ندارند كه اين حجابهاى قوى نورانى را بشكافند و بالاتر بروند , بلكه تحت الشعاع آن نورهاى قوى قرار مى گيرند . آن نورهاى قوى حجابهاى نورى است و موجودات نشئه طبيعت , حجابهاى مادى اند و حجاب دو قسم است : حجاب نورى و حجاب ظلمانى . حجاب نورى , مانند معارف عميق علمى است . مثلا مطلبى كه سنگين است , حجاب نورى است , اما ديوار كه ثقيل و مادى است حجاب جسمانى است .
[١١]- سوره مائده , آيه ٢٧