کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٥ - تقوى و كرامت و مراتب آندو
خداى سبحان , تقوائى را كه محور كرامت است و بدون آن , كرامت حاصل نمى شود , ( چنانكه در بحث قبل ثابت شد ) وصف لازم پيغمبر - صلى الله عليه و آله - قرار داد
يعنى اصل و مايه كرامت كه تقوا است به عنوان( كلمه التقوى) لازمه وجود مبارك پيغمبر اكرم و همراهان اوست . پس محور كرامت از معلمين انسانها , جدا نخواهد شد و انسان هم به نوبه خود , داراى گوهر كريم است .
قهرا همه تعاليم الهى بايد به گونه اى تنظيم شود كه نه تنها با كرامت انسان و منافى نباشد , بلكه در صدد تكميل كرامت او باشد . اگر احكام عبادى , حقوقى , فردى و اجتماعى براى او وضع مى شود , بايد با حفظ كرامت او باشد , مواقفى هم كه در پيش دارد , بايد با حفظ كرامت او باشد , و پايان كار او هم , بايد پايانى كريمانه باشد .
لذا خداى سبحان ( كه هم مبادى فاعلى را به وصف كرامت ستود و هم انسان را كه مبدا قابلى تعليم و تربيت است , متصف به كرامت نمود , و هم تعليمات آموزنده كرامت را با گوهر كريمه انسان سازگار دانست ) به انسان فرمود : تو مسافرى , و پايان سير تو لقاء الله است و اين مسير , مسير كرامت است . مسير كرامت , بدون زادراه كرامت , طى نمى شود و زادراه كرامت هم تقواست .
تقوى و كرامت
دو اصل در اينجا قابل بحث است : يعنى اينكه انسان مسافر است و مسافر ره توشه و زادراه مى خواهد , ديگر اينكه زادراه انسانى كه