کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٠ - انسان مستوى الخلقه است
طغيان است كه فرمود :
( كلا ان الانسان ليطغى )
علومى كه انسان فرا مى گيرد تا به كرامت برسد , بايد در راه شكوفا كردن همان سرمايه اولى باشد . سرمايه اولى انسانها , فطرت خدا خواهى است , كه از نظر معنا مشهود علم كرامت است و از لحاظ مسائل اخلاقى , الهام به تقوا و آگاهى به فجور است كه اين الهام به تقوا , الهام به مدار كرامت است و الهام فجور , الهام به مدار دنائت است . هر كسى در محور تقوا قدم برداشت , كريم مى شود , هر كسى كه اتقى شد , اكرم خواهد بود و تنها راه كرامت , همانها تقوا است . و اگر خداى سبحان عده اى را به عنوان اكرم معرفى كرده است , براى اين است كه آنها اتقياء هستند , و از نزاهت دنيا برخوردارند . اگر ملائكه اند , اينگونه اند , اگر ائمه و انبياى الهى - عليهم الصلوه و عليهم السلام - هستند , اين چنينند و اگر شهداء هستند , بدين سان مى باشند . و علم گرچه سودمند است , ولى بايد با كوشش عملى و كشش قلبى همراه باشد , تا انسان را به كرامت برساند . خداى سبحان وقتى روزيهاى برجسته نظير ولايت را ياد مى كند از آنها به عنوان رزق كريم ياد مى كند .
( اولئك هم المؤمنون حقا لهم مغفره و رزق كريم ) [٢٥]
پس علم به تنهائى كافى نيست . تا گرايش عملى نباشد
[٢٥]- سوره انفال , آيه ٧٤