کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢١٤ - تقواى احرار
جهنم هراسناك و نالانند , با اينكه بر اساس محبت , خدا را بندگى مى كنند و به مقام احرار نائل گشته اند . اين عجز و لابه به آن معنى نيست كه مقام آنان در حد ترس از جهنم است , زيرا كسى كه به مقام شوق خدا رسيد , هم ترس از جهنم را دارد , و هم اشتياق به( جنات تجرى من تحتها الانهار ) اما پايگاه اصليش همان محبت خداست . پس نبايد گفت اگر كسى به مقام احرار رسيد , چرا مى گويد( : ابكى لضيق لحدى ) [٧] , چون او , هم براى ضيق لحد و قبر مى نالد و هم براى هجران حق مى سوزد .
نتيجه اينكه : بيان حضرت على - عليه السلام - كه فرمود : من نفسم را با تقوا تمرين مى دهم تا در روز خوف اكبر در امان باشد , بيان نهائى آن حضرت نيست . چون خداى سبحان متقين را , هم در مقام امين جاى مى دهد , و هم( في مقعد صدق عند مليك مقتدر ) [٨]
در پايان سوره مباركه قمر مى فرمايد( : إن المتقين في جنات و نهر ) [٩] اين بهره جسمانى و بهره حسى آنهاست . آنگاه مى فرمايد( : في مقعد صدق عند مليك مقتدر ) نزد مليك مقتدر جايگاه صادقانه دارند . اينان چون قدم صدق داشتند , جايگاه و مجلس صدق هم دارند . قدم صدق اينان را در آغاز سوره يونس بيان نمود كه( إن لهم قدم صدق عند ربهم ) [١٠] اما جايگاه و قعود صدق را در اين آيه كريمه سوره قمر وعده مى دهد , و اين مربوط به جنت عقلى و جنت روحانى
[٧]- مفاتيح الجنان , دعاى ابوحمزه ثمالى
[٨]- سوره قمر , آيه ٥٥
[٩]- سوره قمر , آيه ٥٤
[١٠]- سوره يونس , آيه ٢