سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٥٦ - مصاحبه ها
بودند خطابات عمومى شارع مثل «يا أيها الناس» و امثالهم منحل به خطابات شخصيه و عدد مكلّفين نمىشود. اينطور نيست كه خطاب «أقيموا الصلوه» كه خطاب واحد و عامى است، منحل و تجزيه وتحليل شود به تعداد مكلّفين و ميلياردها خطاب پيدا كند تا نتيجه گرفته شود كه ما در برابر هر مكلّفى شرايط خاص او را كه در مورد خطاب از اين خطاب كل و عام برمىآيد، مشخص كنيم و بگوييم: آيا اين مكلّف به خصوص قدرت انجام اين فعل را دارد يا نه؟ آيا اين مأمورٌبه در مورد اين مكلّف، مزاحم اقوايى دارد يا نه؟ مكلّفى كه شك دارد آيا قدرت اين فعل را دارد يا نه، چه حكمى پيدا مىكند؟ پس اگر ما خطابات عامه را منحل كنيم، شرايط خاص هر مكلّفى مطرح خواهد شد. اگر مكلّفى قدرت نداشت خطاب به او متوجه نخواهد بود. اگر شك در قدرت يا شك در توجه خطاب داشت، مسئله مهم و مشكل ترتّب پيش مىآيد.
اما امام معتقد بودند كه بايد وضع نوع مكلّفين ملاحظه شود؛ مثل تعبيرات خودمان اگر در مسجدى كه گروهى از مردم براى اقامه نماز جمع شدهاند، مورد خطاب قرار گيرند كه: اى مردم، يك فقيرى در مجلس هست، همه به او كمك كنيد، اين خطاب و تعبير چه نوع تعبيرى است؟ اگر كسى در ميان مردم قدرت كمك كردن نداشت، از خطاب عموم خارج است و گوينده از ابتدا او را مدنظر نداشته است؟ يا نه، همينكه اكثريت مردم قادر باشند براى حجيت خطاب عموم كافى است و شخصى كه قدرت ندارد، نمىگويد من مشمول اين خطاب نيستم بلكه مىگويد: من به دليل عدم توانايى معذورم. در