سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ١٦٥ - رهنمودها
پس حقيقت به خودى خود و به تنهايى جاذبه ندارد. زمينه اين حقيقت اخلاق كريمه، حسن معاشرت، رفاقت و همراهى با مردم است. تصور نكنيم كه با آموختن چند اصطلاح بايد به ديده تحقير به مردم نگاه كنيم. ما هرچه آموختهايم، براى هدايت مردم است و هدايت مردم رفاقت با آنان را لازم دارد. مردم بايد روحانى را رفيق صميمى خود بدانند. ما تابع آن رسولى هستيم كه خداوند به او فرمود: «إنك لعلى خلق عظيم.» بايد مرتبهاى از آن خلق عظيم در ما باشد تا راه او را تداوم بخشيم. فاصله ما با ائمه (ع) خيلى زياد است؛ ولى تلاش كنيم راه معاشرت با مردم را از آنان بياموزيم. ما روحانيونى داشتيم كه با اخلاق خود شهرها و مناطقى را تسخير خود كردند. با مردم رفيق و دوست باشيد تا سخنانتان نافذ باشد. [١] شرط مرجعيت
شرط مرجعيت صرف فقاهت اجتهاد يا عدالت نيست؛ بلكه به حسب آن روايت شريفه «من كان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدينه مخالفاً لهواه مطيعاً لأمر مولاه» بايد چنين خصوصياتى داشته باشد. «حافظاً لدينه» مقصود حفظ دين شخصى نيست؛ بلكه بايد كسى باشد كه بتواند دين را در جامعه پياده كند؛ حمايت كرده و موجبات گسترش دين را در جامعه فراهم سازد. «مخالفاً لهواه» يعنى مخالف با هواى نفس در امور مباح باشد؛ نه امور حرام؛ يعنى كسى كه هر امر مباحى را مرتكب نشود و بتواند خود را كنترل كند. اين شرط فوق عدالت
[١]. جمهورى اسلامى، ٣/ ٩/ ١٣٧٩.