سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٤٢٠ - موضع گيريها در زمان مرجعيت
من يك ايرانى صوفى و شيعه هستم. مىخواهم بگويم: فتواى شما مرا بسيار نااميد كرد. اميدوارم شما راجع به فتواى خود تجديدنظر كنيد. شما به علل و اسباب واقعى انحراف، بيگانگى و دورى مردم از اسلام نگاه كنيد. چرا آنها بيش از پيش به معنويت و تصوف علاقهمند مىشوند؟ اينگونه فتاوا فقط مىتواند مردم را از اسلام دور كند؛ چراكه از اينها براى اهداف و مقاصد سياسى استفاده مىشود. تصوف روح و قلب اسلام است. تصوف به ما كمك مىكند كه انسانهاى بهترى باشيم.
خانم آ. ن. ٥١ ساله از آمريكا
پاسخ معظّمله بدين قرار است:
بسمه تعالى
با سلام و تحيت؛ هيچ مقصود سياسى قطعاً در اين فتوا نبوده است و چنين تصورى بىجاست. آيا مىتوان گفت ائمه معصومين- عليهم السلام- كه شديداً از فرقه صوفيه گلايه و ابراز انزجار نمودهاند، مقصود سياسى داشتهاند؟ آيا فقهاى بزرگ اسلام كه از ابتدا تاكنون نسبت به اين فرقه، اظهارات و فتاواى بسيار تندى داشتهاند، مقصود سياسى داشتهاند؟ شما در طول تاريخ اسلام كدام مرجع تقليد و مجتهد معتبرى را سراغ داريد كه نسبت به اين فرقه تأييدى داشته باشد؟
شما خانم محترم، هيچ از خود سؤال نمودهايد كه اگر اين فرقه صحيح است، چرا منجرّ به جايى مىشود كه ضروريات اسلام را ناديده گرفته و حتى نماز و روزه را به بهانه وصل شدن به خدا ترك كنند؟ مگر اميرالمؤمنين (ع) كه به ادعاى اين فرقه مورد توجه شديد آنان است در هنگام شهادت، فرزندان خود را به نماز و عمل به قرآن توصيه نفرمود؟