سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٨٥ - آبروى مرجعيت
جامع مبارز تهران
١٠/ ٩/ ٧٣
آبروى مرجعيت
معظّمله در پذيرفتن اين امر خطير، علاقهاى نشان نمىداد. اينجانب در ابتداى مرجعيت آيتالله فاضل و شايد از ماههاى پايانى حيات آيتالله العظمى اراكى در درس ايشان شركت مىكردم. هيچگاه نديديم كه معظّمله دستى به محاسن بكشد و از فضايل و مناقب خود بگويد. او كمترين اشارهاى به موقعيت علمى يا سوابق خود نداشت؛ به گونهاى كه باعث شگفتى نگارنده شد. همان زمان، در اين باره با يكى از دوستان حاضر در درس ديگر ايشان، صحبت كردم. وى گفت: «ايشان در اين عالمها نيست.»
هنگام تأليف اين كتاب، در مورد اين روحيه آيتالله فاضل با حجتالاسلام سيد عباس ميرى- از نويسندگان مجله حوزه- صحبتى پيش آمد. وى اظهار داشت:
«من از حدود سال ١٣٦٠ تا ١٣٦٧ در درس خارج معظّمله شركت مىكردم. ايشان در زمان حيات حضرت امام هم از شخصيتهاى مطرح براى كسب مرجعيت بود. بنده با اينكه نسبت به سخنان خودستاها خيلى حساسيت دارم، هيچگاه اين رفتارها را از ايشان نديدم. به نظرم اين كرامت و بزرگوارى، از جمله تأثيرات امام خمينى بر ايشان باشد.»
آيتالله حاج شيخ محمدجواد فاضل مىگويد: «واقعاً در امر مرجعيت همان را كه درباره بزرگانى مانند امام شنيديم كه از اين