سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣٥٠ - مصاحبه ها
بسيار كرد و در نامه به علماى شهرستانها ايشان را به عنوان مرجع معرفى مىكرد. امام جزء كسانى بود كه به طور فعال در درس آيتالله بروجردى شركت مىكردند. رابطهشان با آيتالله بروجردى بسيار نزديك بود و آيتالله بروجردى هم به ايشان فوقالعاده احترام مىگذاشت.
به عنوان نمونه، آيتالله بروجردى دستور داده بودند: يك منشى معمّم و خوشخط برايشان پيدا كنند. پس از گشتن بسيار، فردى را خدمتشان معرفى كرده بودند. فرموده بودند: بيايد تا من از نزديك او را ببينم. وقتى اين شخص خدمت آيتالله بروجردى مىرسد، امام هم آنجا حضور داشتهاند. اين آقا در اين جلسه بالادست امام مىنشيند. بعد كه آن شخص رفته بود، حضرت آيتالله بروجردى فرموده بودند: من اين منشى را نمىخواهم. علت آن را پرسيده بودند؛ فرموده بودند: كسى كه بالادست حاج آقا روح الله بنشيند، به درد من نمىخورد. اين بيانگر شدت احترام ايشان به حضرت امام بود.
شخصى در بيت آيتالله بروجردى رفت و آمد داشت و خيلى هم به ايشان نزديك بود. حضرت امام نظرشان اين بود كه وجود او براى مرجعيت آيتالله بروجردى نه تنها مفيد نيست كه مضر است و صلاح مىديدند كه اين فرد نباشد. اين شخص به لحاظ نزديكى با آيتالله بروجردى، افرادى را تحريك كرده بود تا خدمت آيتالله بروجردى از امام سعايت كنند و چنين بنمايانند كه امام با مرجعيت و موقعيت آيتالله بروجردى موافق نيست. من هم آن افراد را مىشناسم و هم نحوه تحريك آنان را مىدانم؛ ولى ذكر آن را صلاح نمىدانم. طبعاً اين سعايتها بىتأثير نبود و احترامها از جانب آيتالله بروجردى كم