سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣١٥ - مصاحبه ها
يكى نظر شما است كه او را تحريك شده و از عوامل سياست خارجى و بازيچه دست اروپا و آمريكا و ... مىدانيد و نظريه دوم نظر ما است. ما با توجه به اينكه طلبه هستيم و درس خواندهايم و حدّاقل به عقيده خودمان چيزى مىفهميم و چنين نيست كه هركسى هر ادعايى كرد فوراً زير بارش برويم، اين مرد را شخصيتى الهى شناخته و محرك او را جز احساس مسئوليت شرعى چيزى نمىدانيم. به عقيده ما به اندازه سر سوزنى سياست در كار او دخالت ندارد و هرچه مىگويد و مىنويسد و حتى مبارزه او همه براى خدا و اقدام به انجام مسئوليتهاى دينى خود است. ما طلاب اصولًا تابع دليل هستيم. اگر شما مدرك قانعكننده براى اثبات نظريه خود توانستيد ارائه بدهيد، من همينجا عقيده شما را در باره او مىپذيرم.
در آن روزها در نتيجه كشتارها و بازداشتها و تبعيدها و بالأخره خفقان كشندهاى كه در مملكت حكمفرما بود، براى مدتى سر و صدا كاستى گرفت و رژيم از اين وضع چنين برداشت كرده بود كه مسئله آيتالله خمينى ديگر تمام شده؛ تا وفات آيتالله حكيم پيش آمد. در اين زمينه و در مورد مسئله مرجعيت پس از وفات آيتالله حكيم دوستان يك گردهمايى تشكيل دادند. با اينكه شرايط نسبت به آيتالله خمينى و طرفدارانش خيلى سخت و ناجور بود، تصميم گرفتند علنى مرجعيت بلامنازع آيتالله خمينى را طىّ اعلاميهاى به اطلاع مردم برسانند. اعلاميه آماده شد و دوازده نفر آن را امضا كردند كه از آن جمله خود من بودم. حتى يادم هست زير اعلاميه نظر موافق خود را نه تنها در مورد مرجعيت بلامنازع بلكه در مورد صلاحيت رهبريت ايشان هم درج و آن را امضا كردم. البته هركدام از