سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٣١٢ - مصاحبه ها
كيست؟
- چه كار دارى؟
- مىخواهم با ايشان يك كلمه حرف بزنم.
بعد از آنكه فرمانده در برابر آقاى خلخالى قرار گرفت، خلخالى از او پرسيد: براى چه با اين حالت آمادهباش در اينجا ايستادهايد؟
- براى شما. مىخواهيد چكار كنيد؟
- هيچ، ما مىخواهيم به قبرستان بقيع برويم و فاتحهاى بخوانيم. اين كه جرم نيست.
- اگر هدف اين است مسئلهاى نيست؛ بفرماييد برويد.
ما راه افتاديم و تا آمديم از تانكها ردّ شويم، آقاى خلخالى بالاى يكى از اين تانكها پريد و شروع به صحبت كرد؛ ولى از صحبت وى جلوگيرى كردند و او را پايين آوردند. ما به راه خود ادامه داديم. از تانكها كه گذشتيم، از هر كوچه جمعيتى به ما ملحق شدند. حدوداً صد متر بيشتر از تانكها فاصله نگرفته بوديم كه اگر بگويم تعداد ملحقشدگان به ما به چندين هزار نفر رسيد، اغراق نكردهام. با اين كيفيت به قبرستان بقيع رفتيم و در آنجا سخنرانى شد و راهپيمايى به پايان رسيد.
منظور اين است كه قبل از پيروزى انقلاب جامعه مدرسين انصافاً خيلى فعال بود و بدون اغراق بايد بگويم: جامعه در پيروزى انقلاب سهم بسيار بزرگى دارد. اما پس از پيروزى انقلاب هركدام از اعضاى آن به مقتضاى شغل و وظايف خودشان در نهادها و تشكيلات دولتى فعاليت چشمگيرى انجام دادهاند؛ ولى فعاليت جمعى آنها از نظر كثرت و جدّيت به حدّ پيش از انقلاب نمىرسد. بايد اذعان كرد كه