سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٩٩ - مصاحبه ها
اصول حتى در مورد تفسير و نهج البلاغه، ما نمىتوانيم از روش تدريس حوزه عدول كنيم و راهى جز راه معمول را بپيماييم؛ زيرا ما اكنون در خدمت اميرالمؤمنين- عليه السلام- نيستيم؛ ما در خدمت نهج البلاغه آن حضرت هستيم كه آنهم جز يك سرى عبارت چيزى ديگر نبوده و تعيين صحت و سقم برداشتهاى ما از آن جز از طريق دقت و تطبيق برداشتها با عبارات آن حاصل نمىشود و اساساً ميزان فهم مطالب هركس با اندازه دقت و امعان نظر وى در روى عبارات منابع اصلى، نسبت مستقيم دارد. بنابراين به نظر من روش تدريس حاضر در حوزه بهترين روش ممكن بوده و عدول از آن در محدوده حوزهها به هيچ وجه مقرون به صلاح نيست.
نور علم: به دروس جنبى اشاره فرموديد. بفرماييد تقسيم دروس حوزه به دو دست اصلى و جنبى آيا پيش از اين هم در حوزهها سابقه داشته يا نه؟ ضمناً در مورد اين ابهام كه آيا تدريس يك سلسله از درسهاى حوزه با روش ويژ درسهاى جنبى بازده مطلوبى دارد يا نه، توضيحى بفرماييد.
مسلّماً تدريس پارهاى از درسهاى حوزه مخصوصاً درس تفسير با روش ويژه درسهاى جنبى، بازده مطلوب را ندارد و واقعاً جاى آن داشت كه تفسير در حوزههاى شيعه جزء متون اصلى درسى قرار داده شود؛ به طورى كه وقتى طلبه به سطح شرح لمعه مىرسد، در كنار آن يك درس تفسير متناسب در همان سطح داشته باشد؛ يعنى همانطور كه ديگر كتب درسى حوزه طىّ چند مقطع تدريس مىشود، بايستى درس تفسير هم همين حالت را داشته باشد و حتماً هم مىبايستى تاكنون اين كار به اين صورت جريان پيدا كرده باشد؛ يعنى در مرحله اول يك تفسير اجمالى براى آشنايى طلاب با مفاهيم ابتدايى و