سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٧٨ - مصاحبه ها
مباحث اجتهاد و تقليد شركت كردم و در فقه نيز مباحث مختلفى- كه قسمت عمده آن كتاب طهارت بود- از حضرت ايشان استفاده كردم. علاوه بر اين دو درس، در درس خارج فقه مرحوم آيتالله بروجردى هم حضور مىيافتم و شبها هر سه درس را تقرير كرده، ضبط مىكردم.
در اينجا بد نيست اول به يك نكته در مورد تقريرنويسى معمول در حوزهها اشاره كنم و سپس در مورد خصوصيات درس امام بزرگوارمان مطالبى به عرض برسانيم. سبك تقريرنويسى متداول در حوزهها كه آقايان طلاب پاى درس استاد قلم به دست گرفته، سخن استاد را مىنويسند، روش مفيدى نيست؛ زيرا در اين صورت تمام هوش و حواس تقريرنويس متوجه سخن استاد است و سعى مىكند كه چيزى از گفتههاى او فوت نشود. شب هم در منزل اگر بخواهد مثلًا نوشته فارسىاش را به عربى تبديل كند يا مسوّدهاش را پاكنويس كند، تمام وقتش صرف همين كار مىشود. در حالى كه مهم براى يك طلبه، آن است كه علاوه بر ضبط تمامى گفتههاى استاد در حافظه، بايد آنها را با معيارهاى فكرى مورد قبول خود بسنجد و صحت و سقم آن را از نظر خود تشخيص دهد. خلاصه، بايد به همان صورتى كه سابق معمول بود، گفتههاى استاد را گوش داده در همان حال روى آنها تحقيق لازم را به عمل آورد؛ يعنى در همان جلسه درس مسئله را تمام كند و شب براى آنكه اين مطالب را فراموش نكند، آنها را بنويسد.
اما در مورد چگونگى حضور من در درس حضرت امام. من از درسهاى امام تقريباً دو ثلث اصول را به صورت تقرير نوشته و از مطالب فقهى ايشان هم شايد حدود چهار، پنج جلد نوشته باشم. همه اينها آمادهاند؛ ولى تاكنون هيچكدام به عنوان تقريرات امام چاپ