سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٧٦ - مصاحبه ها
ناشناخته، مانع قرار گرفتن ايشان در عمق جريانات سياسى مىشدند. وقتى كه در كشور، محمدرضا به عنوان شاه و با اختيارات نامحدود و لجامگسيخته مىخواست كارهايى را به عنوان اقدامات اصلاحى به جريان اندازد و مرحوم آيتالله العظمى بروجردى در مقام مرجعيت مطلقه جهان تشيّع در مقابل او قرار داشت، طبيعى است كه افراد و عواملى به جنب و جوش مىافتادند و گاهى نمىگذاردند مسائل مهم مملكتى آنگونه كه هست به اطلاع ايشان برسد. با اين همه، ايشان در مورد جريانات سياسى كشور حساسيت خاصى از خود نشان مىدادند؛ مخصوصاً قسمتهايى كه به رغم ظاهر قانونى خود براى دستيازى به هدفهاى خاص سياسى به مرحله اجرا درمىآمد.
يادم مىآيد در زمان آن مرحوم در جريان بلوايى در ابرقوى يزد، تنى چند از بهاييان آنجا كشته شدند. مركزيت بهاييان مصرّاً خواستار اعدام قاتل يا قاتلين بود و با اين هدف در ادارات بالأخص در دادگاه به فعاليت پرداختند تا بالأخره دادگاه حكم اعدام قاتل را صادر كرد. مطابق برنامهاى كه بهاييها چيده بودند، قرار شد حكم دادگاه روز نيمه شعبان كه روز ولادت حضرت بقيه الله الأعظم- صلوات الله عليه- است، در يزد به اجرا گذاشته شود. مطابق روال قانونى آن زمان، احكام اعدام را شاه مىبايست امضا كند كه به امضاى وى هم رسيده بود. مقدمات كار از هر لحاظ فراهم شده بود و فقط منتظر فرا رسيدن روز موعود (نيمه شعبان) بودند كه يك روز قبل از آن، به اطلاع حضرت آيتالله بروجردى رسيد. ايشان تمام قدرت خويش را به كار گرفت و موضوع را بلافاصله به اطلاع شاه رساند. مرحوم آيتالله بروجردى شاه را از عواقب وخيمى كه اجراى حكم ممكن بود به