سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٤١ - مصاحبه ها
شما ترديدى داشته باشيم؛ ولى شما مىگوييد: ما شما را براى مصاحبه خواستهايم؛ يعنى براى حرف منطقى. خوب ما حالا مىخواهيم يك حرف منطقى بزنيم و با شما بحث منطقى كنيم.
- بفرماييد.
- اينهايى را كه به جرم حمايت از آقاى خمينى در زندان كردهايد يا به ساواك احضار مىكنيد، روى چه مبنايى است؟ و چون بحثهاى ما بحثهاى طلبگى است و من هم در بحثهاى طلبگى خيلى صريح هستم، اجازه بدهيد ما اين مسئله را خوب حلاجى نماييم. در مورد آقاى خمينى دو نظر وجود دارد. يكى شماها هستيد كه ادعا مىكنيد كه او يك مرد سياسى غير الهى تحريك شده از اجانب و عامل بيگانگان است و مىخواهد مملكت را به نابودى بكشاند. اين عقيده شماست. در مقابل، ما هم يك عقيدهاى داريم و آن اينكه او يك مرد خدايى و الهى است و هدفى جز دفاع از اسلام ندارد. مىخواهد جلو كارهاى شما را بگيرد. براى اينكه شما را ضد اسلام تشخيص داده و براى جلوگيرى از اينكه شما اسلام را محو و نابود كنيد، قيام كرده است. به صراحت مىگويم كه عقيده ما در باره آقاى خمينى اين است. حالا اين دو عقيده در اين باره وجود دارد و ما مىخواهيم منطقى صحبت كنيم. ما طلبهها منطقى هستيم. اگر كسى دليل و برهانى آورد بر اينكه حرف فلان طلبه باطل است، طلبه برمىگردد. حالا بسم الله، من طلبه در اختيار شما، به چه دليل آقاى خمينى عامل مزدوران است؟ چرا عامل سياستهاى خارجى است؟ شاهد شما بر اين مطلب چيست؟ به چه دليل او را رجل غير الهى مىدانيد؟ شما دليل قانعكننده بياور، من طلبه تسليم شما هستم. اما شما دليل نداريد؛ چراكه اگر دليل داشتيد،