سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٣٢ - مصاحبه ها
آن مباحثات تقريباً نوشته شده و فعلًا هم وجود دارد. گرچه نوشتجات ايشان در ضمن كتابها و نوشتجات امام بزرگوار مورد غارت سازمان امنيت واقع شد و سازمان امنيت با هجوم به منزل امام تمام كتابهاى امام و مرحوم حاج آقا مصطفى، از جمله كتابهاى خطى كه به قلم امام و پسر بزرگوارشان جداگانه نوشته شده بود، در اختيار گرفت و متأسّفانه پس از پيروزى انقلاب هم فقط مقدار كمى از آن كتابها به امام برگشت و هنوز مشخص نشده كتابهايى كه از مرحوم حاج آقا مصطفى و امام بزرگوار كه به خط خودشان هست، نزد كيست.
حدود شش ماه قبل در منزل امام و دختر ايشان بودم؛ به يكى از رفقا برخوردم در حالى كه دو كتاب در اختيارش بود: يكى كتاب فصوص قيصرى كه حاشيه خطى امام در حاشيه آن نوشته شده بود و يك كتاب هم مباحث الفاظ علم اصول بود به قلم مرحوم حاج آقا مصطفى. از او پرسيدم: اين كتابها از كجا به دست شما رسيده؟ گفت: جريان آنها اين است كه يكى از طلاب در همدان از يك دستفروش كتاب، در كنار خيابان اين دو كتاب را به شصت تومان خريده و بعد پيش من آورده و من هم هزار تومان به او دادم و گرفتم كه به خدمت امام برسانم و حالا آمدهام كه اين دو كتاب را تقديم امام كنم.
خلاصه، قسمت عمده كتابهاى خطى و چاپى مرحوم حاج آقا مصطفى به دست سازمان امنيت افتاد و بعد هم معلوم نشد كه به چه صورت درآمد. به هر حال تا زمانى كه ايشان در قم بودند و منتقل به تركيه و بعد نجف شدند، بحث ما با ايشان ادامه داشت و انصافاً از