سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ١٣ - پيش گفتار
١٣٧٦ ش براى تقويت بنيه فقهى فضلا و جذب طلاب بااستعداد و بها دادن به ظرفيتهاى وسيع آنان، پايهريزى كردند و از اين طريق خط فقاهت و اجتهاد را بر پايه همان روشهاى اصلى و سنتى و با هدف توانمندى در رويارويى با مسائل جديد، استمرار بخشيدند.
هيچگاه از امور اخلاقى و تهذيبى طلاب، غافل نبود و همگان را به آن توصيه مىكرد. خود با سپرى كردن مراحل بسيار و منازل متعدد در اين وادى، از ويژگيهاى مهم اخلاقى برخوردار بود. به وضوح مصداق روشن و كامل «مخالفاً لهواه» بود. درس و بحثش، تأليف و تحقيقش، همه و همه براى خدا و در مسير جلب رضايت حقتعالى بود؛ حتى منصب عظيم و معنوى مرجعيت براى او به خودى خود ارزشى نداشت. مىفرمود: ارزش اين مسئوليت در صورتى است كه بتوان براى دفاع از دين و نشر حقايق آن بهره جست. و گاه اظهار مىداشتند: اگر مرجعيت نتواند تأثيرگذار در حفظ دين و عقايد مردم باشد، چه فايدهاى دارد؟ همگان به خوبى ديدند كه او از اين منصب الهى چگونه براى تقويت دين بهره جست و در مقابل انحرافها و كجرويها ايستاد. در نظر او كمى يا فزونى مقلّدان هيچ تفاوتى نداشت. اينجانب و ديگران حتى براى يك بار نديديم كه به خيل عظيم مقلّدان در داخل ايران و خارج، سرور و ابتهاج و حتى توجهى داشته باشد. او به سراغ مرجعيت نرفت و براى كسب آن هيچ قدمى برنداشت و همگان ملاحظه كردند كه اين مسئوليت با اصرار بزرگان و علما و هجوم گسترده مردم، بر دوش ايشان نهاده شد و البته از اين تكليف سر باز نزد و با همه امراض بسيار سخت و صعبالعلاج، از