روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٨ - ترجمه
فلما [١]جاء امرنا و فار التنور [٢]،گفت:چون آمد فرمان ما و بر جوشيد تنور،يعنى آب از او بر آمد.بعضى گفتند:از روى زمين آب پديد آمد،و عرب روى زمين را تنّور خوانند،اين قول عبد اللّه عبّاس است و عكرمه و زهرى و ابن عيينه.و روايت كردهاند از اميرالمؤمنين علىّ بن ابى طالب،كه او گفت:
فٰارَ التَّنُّورُ ،اى طلع الفجر، يعنى صبح بر آمد،و تنّور،گفت:عبارت است از صبح،كانّه تفعول [٣]من النّور [٤].
حسن بصرى و دگر مفسّران گفتند:مراد تنور است كه به او نان پزند،گفتند:آن تنور حوّا بود-عليها سلام-و از سنگ بود و به ميراث به نوح رسيده بود،خداى تعالى او را گفت:هرگه كه بينى كه آب از اين تنور برجوشد،تو و قومت در كشتى نشين [٥].
آب [٦]از تنور بر آمد،زن نوح بديد.او را خبر داد،اين روايت مجاهد است.
در جاى او خلاف كردند،مجاهد گفت:در سواد كوفه بود،و سدّى گفت:
شعبى بر اين سوگند خورد و گفت:نوح-عليه السّلام-كشتى در مسجد كوفه كرد، تنور [٧]كه آب از او بر آمد،بر دست راست بود از جانب در كنده [٨]،و حقتعالى بر آمدن آب از تنور به علامت [٩]كرده بود نوح را-عليه السّلام-بر هلاك قومش.مقاتل گفت:تنور آدم بود و به شام بود به جايى كه آن را«عينورده»گويند.عبد اللّه عبّاس گفت:اين تنور به زمين هند بود. قُلْنَا احْمِلْ فِيهٰا ،خداى تعالى در اين آيت حكايت كرد آن [١٠]امر كه كرد نوح را-عليه السّلام-به آنكه از هر حيوانى جفتى با خود در كشتى نشاند،گفت،ما گفتيم نوح را كه:برگير در اين كشتى از هر جفتى دو،هرآن نرى و مادهاى كه ايشان را از يكديگر بنگريزد [١١]،ايشان را زوجين خوانند،و زوجين دو باشد براى آنكه هريكى از آن جفت صاحبش بود،و هريكى را از نر و ماده زوج گويند-بى«ها»ى تأنيث-يقول العرب:عندى زوجا حمام،و على التّشبيه
[١] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،متن قرآن مجيد:حتّى اذا.
[٢] .نيز:سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ٢٧.
[٣] .آج،بم،آز:يفعلون.
[٤] .آو،آج،بم،لب،آز:التّنّور.
[٥] .آج،بم،مل،لب،آز:نشينيد.
[٦] .آج،بم،لب،آز:چون آب.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز مج:تنورى.
[٨] .آو،آج،بم،لب،آز:كنده بود.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل،و مج:علامت.
[١٠] .آج،بم،لب،آز:به آن.
[١١] .آو،بم:بنگزيرد.