روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢١ - ترجمه
جالب [١]مضرّة العقاب الى نفسه است به عبادت اصنام.
آنگه بيان كرد كه:چرا ايشان را كه اصناماند [٢]،پرستيدن روا نيست كه قادر نهاند بر نفع و ضرّ؟نيز [٣]اگر خداى تو را ضرّى و بليّتى و آفتى رساند از بيمارى و نكبتى،ايشان كشف نتوانند كردن،و كس در جهان كشف نكند مگر خداى-جلّ جلاله.و اگر او خيرى خواهد به تو،ايشان و جز ايشان نتوانند تا آن خير و فضل از تو بگردانند.و معنى مسّ،اصل او لمس [٤]باشد،و حقيقت آن بر خداى روا نباشد، و لكن[چون به«با»متعدّى بكرد،به منزلت آن باشد گفت:امسّه كذا،و معنى او اصابت بود] [٥]قوله [٦]: وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ ،اى يقصدك،اگر تو را [٧]خيرى خواهد،و به هر دو وجه توان گفتن،يقال:اراده بخير و اراد به خيرا.و مراد به فضل،اين است كه بر او واجب نباشد از نعمت و احسان، يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ ،با آنكس رساند آن فضل كه او خواهد از بندگانش،براى آنكه او[را] [٨]مستحقّى نيست معيّن،فاعلش مخيّر [٩]بود آنكه آن را خواهد كه [١٠]حكمت اقتضا كند.آنگه گفت:
او آمرزنده است و بخشاينده به رحمت كردن بر بندگانش.
يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ ،آنگه خطاب كرد با مكلّفان جمله،گفت:اى مردمان!حق به شما آمد از خداى تعالى،و حق آن باشد كه هركه بر او كار كند نجات يابد،و نقيض او باطل بود.و مراد به حق،اين جا قرآن است و شرع رسول-عليه السّلام. فَمَنِ اهْتَدىٰ ، هركه راه يابد به او به [١١]آنكه نظر كند در دليل،و طلب علم و هدايت كند به آن،آن اهتدا براى خود كرده باشد،نفع آن راجع نبود جز به او،و هركه گمراه شود ضلال و گمراهى او بر او بود،يعنى كس را زيان ندارد جز او را.و من بر شما و كيل
[١] .اساس:حال،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٢] .آج،لب،آز:اصنام گفته اندوبت.
[٣] .آو،آج،بم،لب،آز:و نيز آنكه،مل:نبينى.
[٤] .مج:لسّ.
[٥] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٦] .آج،مل،لب،آز:و قوله.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+به.
[٨] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٩] .اساس:محى،مل:مجير،مج:مخبر،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:به آنكه.
[١١] .مج:بر.