روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٥ - ترجمه
و آنان كه خواندند:يونس و يوسف به«كسر»،خواستند تا اسم را تازى [١]كنند من الايناس و الايساف،فعل مستقبل باشد از او.اگر گويند:چگونه خداى تعالى عند نزول عذاب ايمان قوم يونس قبول كرد،و نزول عذاب ملجائى باشد،و اين آيت نه مناقض آن آيت است كه گفت: فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمٰانُهُمْ لَمّٰا رَأَوْا بَأْسَنٰا... [٢]،جواب آن است كه گوييم:واجب نبود كه عذاب فرود آمده باشد به [٣]ايشان بر وجهى كه ملجا شوند،و انّما آثار و اعلام عذاب پيدا شد آنجا و آنچه دلالت عذاب بود،چنان كه:عليل مدنف[كه] [٤]او[به] [٥]خود گمان مرگ برد و علامات مرگ پيدا شود بر او [٦]نه آن علامات كه ملجائى باشد از ديدن فريشته،توبه[كند،توبۀ] [٧]او قبول كند خداى تعالى،و لكن چون ظنّ يقين شود و فريشته [٨]فروآيد و او را بيند و جان به حنجر رسد و او منخنق [٩]شود به مرگ توبه از او قبول نكنند،و مثله قوله: وَ كُنْتُمْ عَلىٰ شَفٰا حُفْرَةٍ مِنَ النّٰارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهٰا... [١٠]،و اين آيت را معنى نه آن است كه:ايشان بر حقيقت بر كنار دوزخ[بودند] [١١]،بل معنى آن است كه:از فعل قبيح و اصرار بر كفر به منزلت كسى بودند كه بر كنار دوزخ باشد،خداى تعالى به ادلّه و الطاف و بيان، ايشان را از آن برهانيد.
همچنين،در آيت ما ممتنع نباشد كه كشف عذاب كند [١٢]و اگرچه عذاب فرونيامده بود،بل علامات و امارات بود[و ايشان عذاب نديده باشند،و لكن چون مستحق بودند] [١٣]و عذاب نزديك شد به ايشان،آن را در حكم نازل خواند،و جمله آنكه لفظ عذاب مجاز باشد و انّما كشف امارات و علامات كرد-و اللّه اعلم بمراده.
قوله تعالى: وَ لَوْ شٰاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً ،حقتعالى چون ذكر ايمان قوم يونس بكرد و آنكه ايشان بعد ظهور علامات العذاب ايمان آوردند و
[١] .آو،آج،بم،لب،آز:به تازى.
[٢] .سورۀ مؤمن(٤٠)آيۀ ٨٥.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:براساس.
[٥] [٤] .:ندارد،به قياس با نسخۀ مل،افزوده شد.
[٦] .مل:تو را.
[١٣] [١١] [٧] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:فرود.
[٩] .آو،آج،بم،لب،آز:مستحق،مج:متحقّق.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:گفت.
[١٠] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٠٣.