روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧١ - ترجمه
كه جاى او كجاست.عطا گفت:فريشتگان رحمت به وقت نزع روح بندۀ مؤمن بيايند و او را بشارت دهند،چنان كه خداى تعالى گفت: تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلاٰئِكَةُ أَلاّٰ تَخٰافُوا وَ لاٰ تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ... [١]،و قال اللّه تعالى: اَلَّذِينَ تَتَوَفّٰاهُمُ الْمَلاٰئِكَةُ طَيِّبِينَ [٢]-الآية.ابن كيسان گفت:بشارت دنيا آن است كه،در كتابهاى پيغامبران است از وعدۀ ثواب و بهشت،و بشارت آخرت آن است كه در نامهاى ايشان بود از طاعت كه به آن به بهشت شوند. لاٰ تَبْدِيلَ لِكَلِمٰاتِ اللّٰهِ ،اى لا خلف لوعد اللّه، وعدۀ خداى را تغيير و تبديل نباشد و در او خلاف نرود،و ذٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ،اين ظفرى بزرگوار است.
نافع گفت:روزى حجّاج خطبه مىكرد.خطبهاى دراز بكرد،عبد اللّه عمر سر بر كنار من نهاد،حجّاج گفت كه:عبد اللّه زبير كتاب خداى را تبديل كرد،عبد اللّه عمر گفت:نه تو توانى كردن و نه او، لاٰ تَبْدِيلَ لِكَلِمٰاتِ اللّٰهِ ،حجّاج گفت:لقد اوتيت علما،تو را علم دادهاند و از سر آن حديث برفت.
وَ لاٰ يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ ،نبايد تا تو را دلتنگ كند سخن ايشان،ظاهر او نهى است و معنى تسليت رسول-عليه السّلام.و نهى در ظاهر به حزن تعلّق دارد و در معنى به اسباب او،يعنى التفات مكن با قول ايشان و اعتداد مكن[به] [٣]سخن ايشان تا تو را دلتنگى نيارد،و مثله قولهم:لا ارينّك [٤]هاهنا،نبايد تا من تو را اين جا بينم،در ظاهر نهى است خود را از رؤيت،و معنى آنكه:نگر تا اين جا نباشى كه من تو را اين جا بينم!آنگه ابتدا كلامى دگر كرد و گفت: إِنَّ الْعِزَّةَ لِلّٰهِ جَمِيعاً ،عزّت جمله خداى را باشد كه[هركه ] [٥]عزيز شود به او عزيز شود،و عزّت همه او را باشد و او را رسد،و او شنواست به اقوال ايشان و عالم به احوال ايشان تا جزا كند ايشان را به سزاى ايشان.
أَلاٰ إِنَّ لِلّٰهِ مَنْ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ ،آنگه گفت:خداى راست هركه در آسمانها و زمين است،همه او را اند به ملك و ملك،بندگان و پرستاران
[١] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ٣٠.
[٢] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٣٢.
[٤] [٣] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[٥] .اساس:لارينك،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.