روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٥ - ترجمه
ايمانى باشد ناقص،اين نه براى آنكه [١]ايمان عبارتى است از جملۀ علوم توحيد و عدل،و از علوم عدل،[علم] [٢]نبوّت و امامت و وعد و وعيد كه تا مجتمع نبود ايمان نخوانند آن را،پس بعضى از اين علوم ايمان نباشد و اگرچه علم باشد.
قوله: أَ وَ لاٰ يَرَوْنَ أَنَّهُمْ ،«الف»استفهام راست و«واو»،عطف را و«لا» [٣]نفى را،و [٤]مراد به استفهام تقريع و ملامت است،و گفت:نمىبينند؟جمله قرّاء به«يا» خواندند[على الخبر من الغائب.و حمزه و يعقوب،به«تا»خواندند] [٥]خطابا للمؤمنين،گفت:نمىبينى شما كه مؤمنانى؟كه ايشان را،يعنى منافقان را به سالى در يكدو بار امتحان و ابتلا كنند به بيمارى و اوجاع،و اين قول عطيّه است.مجاهد گفت:به قحط[و] [٦]شدّت.قتاده گفت:به غزو و جهاد،و گفتند:به دشمن،و گفتند:
ايشان را امتحان كنند تا يكبار معترف شوند و يكبار منكر،و اين سيرت منافقان باشد.مرة الهمدانىّ گفت:فتنه اين جا كفر است،و اين بعيد است.مقاتل حيّان گفت:ايشان را رسوا كنند به اظهار نفاق،يمان گفت:به نقض عهد،و اولىتر حمل او باشد بر عموم.مرّة او مرّتين،نصب او بر مصدر بود،كانّه قال:فتنة او فتنتين. ثُمَّ لاٰ يَتُوبُونَ وَ لاٰ هُمْ يَذَّكَّرُونَ ،آنگه ايشان نه توبه كنند و نه انديشه كنند،نه با درگاه من آيند،و نه انديشۀ بازآمدن كنند،و نه در آيات و عبر من تأمّل و تفكّر كنند،و الاصل يتذكرون.
وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلىٰ بَعْضٍ ،حقتعالى در اين آيت هم ذكر منافقان كرد و غمز و لمز ايشان،و اظهار نفاق ايشان گفت:چون سورتى فروفرستد [٧]، بهرى از اين منافقان با بهرى نگرند يعنى با يكديگر نگرند. هَلْ يَرٰاكُمْ مِنْ أَحَدٍ ،[در او اختصارى هست،و التّقدير:و قالوا هل يريكم من احد] [٨]و گويند:كس شما را مىبيند [٩]؟يعنى[١٢٦-ر] هيچكس را از مؤمنان به ما نظر هست،اگر كسى را به
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:اندك/اندكه.
[٦] [٥] [٢] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٣] .اساس:لام،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٤] .اساس+و واو،كه به قياس با آو و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمود و حذف شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:فروفرستند.
[٨] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٩] .آو،بم:مىبينند.