روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٧ - ترجمه
ركوعكنندگان و سجودكنندگان باشند،يعنى نماز بسيار كنند. اَلْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ ، [١]امربهمعروفكنندگان و نهىمنكركنندگان مردمان را به طاعت فرمايند و از معصيت بازدارند . وَ الْحٰافِظُونَ لِحُدُودِ اللّٰهِ ،و حدهاى خداى نگاه دارند و از آن تعدّى نكنند و اوامر و نواهى خداى را مراعات كنند،اوامر او را امتثال كنند و از نواهى اجتناب نمايند. وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ،بشارت و مژده ده اى محمّد مؤمنان را.
قوله: مٰا كٰانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ ،بعضى مفسران گفتند،سبب نزول آيت آن بود كه:چون أبو طالب را وفات نزديك رسيد،رسول -عليه السلام-به بالين او آمد او را گفت:
يا عمّ إنّك اعظم النّاس علىّ حقّا و احبّهم الى، گفت:اى عمّ!در همۀ جهان آن حق كه تو راست بر من كس را نيست،و آن دوستى كه تو را در دل من است كس را نيست،و حق تو بر من از حقّ پدرم بيشتر است،مرا به كلمتى يارى ده،يعنى كلمۀ [٢]شهادت.أبو جهل حاضر بود و عبد اللّه بن اميّه،گفتند:ترغب عن ملة عبد المطّلب؟ابو طالب گفت:انا على دين عبد المطلب.
و به روايتى ديگر آن است كه،او را گفتند:يا با طالب!نه ما از تو همه عمرت شنيديم كه تو گفتى من بر ملّت ابراهيمام؟گفت:گفتم،و امروز همين مىگويم و من بر ملّت ابراهيمام [٣].رسول-عليه السلام-گفت:لا جرم استغفار مىكنم براى تو، پس رسول-عليه السلام-استغفار مىكرد براى او اين آيت آمد،و اين باطل است ازآنجا كه اتّفاق است كه اين سورت[به آخر] [٤]عهد رسول آمد و آخر عمر او،و أبو طالب در ابتداى اسلام فرمان يافت اين هر[د] [٥]و اتّفاق است،ديگر آنكه:اگر اين حديث درست باشد،اين دليل ايمان ابو طالب كند نه دليل كفر او،براى آنكه چون گفت من بر دين عبدالمطّلبم،عبد المطّلب به نزديك ما و در اخبار و روايات ما و مخالفان نيز آن است كه مسلمان بود.در [٦]حديث ابرهۀ صباح آمد كه:چون عبد المطّلب به نزديك او حاضر آمد،او گمان برد كه او آمده است تا او را شفاعت كند تا ازآنجا برگردد، او گفت:اى ملك!من براى آن آمدهام كه كسهاى [٧]تو شتران من گرفتهاند،بفرماى
[١] .مل+به.
[٢] .مل:به كلمۀ.
[٣] .لب:ابراهمام.
[٥] [٤] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:نه در.
[٧] .آو،آج،بم،لب:كسان.