روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٨ - ترجمه
تا به جاى بازدهند،او گفت:من پنداشتم خردى دارى،من از راه دراز [١]آمدهام با لشكرهاى [٢]گران و با پيلان تا اين خانه كه شرف شماست-قديما و حديثا- [٣]در اوست ويران [٤]كنم.تو در شترى چند گرگن حديث مىكنى،گفت:چنين است،مرا با شتر خود كار است،از حديث خانه انديشه ندارم [٥]كه:انّ للبيت ربّا يحفظه،خانه را خداى هست كه نگاه دارد و اين نباشد [٦]الّا سخن مؤمنان و موحّدان،جز جاهلى نباشد ابلهى كه اين حديث روايت كند،آنگه گويد:فرقى نيست در كفر ميان ايشان كه به خرابخانه آمده بودند و ميان عبد المطّلب كه آن گفت.[و امّا به روايت ديگر كه گفت:] [٧]من بر ملّت ابراهيمام،آنكس كه گويد گويندۀ اين كلمت كافر باشد،كافر او باشد براى آنكه،رسول-عليه السلام-[را] [٨]مىفرمايد [٩]: وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرٰاهِيمَ حَنِيفاً [١٠]...،و رسول مىگويد:
انا على ملّة ابراهيم. و از يوسف عليه السلام- حكايت اين است: وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبٰائِي إِبْرٰاهِيمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ يَعْقُوبَ [١١]...،دگر آنكه پيغامبر گفت:براى او استغفار مىكنم و استغفار مىكرد،و مسلمانان نيز در رسول نگاه كردند براى پدران مشرك خود استغفار مىكردند تا خداى تعالى آيت فرستاد و نهى كرد.اگر اين روايت درست است،استغفار رسول-عليه السلام-براى أبو طالب-رحمة اللّه عليه-من ادل الدليل على ايمانه باشد،براى آنكه،رسول-عليه السلام-كه قبله و قدوۀ همۀ عالم است در علوم دين چگونه شايد كه اين مايه نداند از اصول دين كه براى مشركان مصرّ بر كفر،استغفار نشايد كرد كه او را واجب آن است كه از او تبرّا كند و در امّت او كمتر كس اين هر دو مسئله [١٢]داند [١٣]،اين طعن بر رسول است،آنگه اگر درست شود،هم آيت را و هم روايت را،تفسيرى[١١٨-پ]ظاهر و تأويلى در خور است.اما روايت ممتنع نباشد كه رسول-عليه السلام-براى أبو طالب استغفار كرد.و
[١] .آو،آج،بم،لب:دور.
[٢] .آو،آج،بم،لب:لشكرى.
[٣] .آو،آج،بم،لب:قديمان و حديثان.
[٤] .آو،آج،بم:بيران.
[٥] .آو،آج،بم،لب:نمىدارم.
[٦] .اساس:باشد،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٨] [٧] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:مىفرمايند.
[١٠] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٢٥.
[١١] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٣٨.
[١٢] .آو،آج،بم:ملّت.
[١٣] .آو،آج،بم،مل،مج:دانند كه.