روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧ - ترجمه
را او مىفرمود تا آنجا مسجدها بنا[مى] [١]كردند،و نهى كرد ايشان را كه رها كنند كه كسى مسجدى در بر [٢]مسجدى بنا كند،يا پهلوى مسجدى بر سبيل حسد و ضرار و منازعت.
آنگه حقتعالى فرمود رسول را كه:در آن مسجد مقام مكن [٣]،آنگه مدح مسجدى ديگر كرد و گفت: لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوىٰ ،مسجدى را كه بنا بر تقوى و پرهيزگارى كرده باشند از اول روز در آنجا سزاوارتر باشد كه باستى [٤]،در آنجا مردانى هستند كه دوست دارند پاكيزگى [٥]،و خداى تعالى پاكيزگان را دوست دارد.
مفسّران خلاف كردند در آنكه آن مسجد كدام است،عبد اللّه عمر [٦]و زيد بن ثابت و ابو سعيد الخدرىّ گفتند:مسجد رسول است در مدينه.ابو سلمه گفت، از عبد الرّحمن بن [٧]ابى سعيد الخدرى پرسيدم،[١١٤-ر]گفتم:از پدر [٨]چه شنيدى در اين مسجد كه خداى تعالى گفت: أُسِّسَ عَلَى التَّقْوىٰ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ ،گفت،از پدر [٩]شنيدم كه گفت:يك روز رسول-عليه السلام-در حجرۀ بعضى زنان بود.من در نزديك او شدم،گفتم:يا رسول اللّه!آن مسجد كدام است كه خداى تعالى گفت آن را: أُسِّسَ عَلَى التَّقْوىٰ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ ،مشتى سنگريزه بر گرفت و بينداخت و اشارت كرد به مسجد خود،گفت:
مسجد كم هذا مسجد المدينة، گفت:اين مسجد شماست مسجد مدينه،هم ابو سعيد الخدرىّ روايت كرد گفت:يك روز مردى از بنى خدره و مردى از بنى عوف با يكديگر خصومت كردند در باب اين مسجد تا اين مسجد كه بنا كرده بر تقوى كدام است؟خدرىّ گفت:مسجد رسول است.عوفى گفت:مسجد قباست.پيش رسول آمدند به حكومت،رسول-عليه السلام-گفت:
مسجد مدينه است.ابن بريده و ابن زيد و عروة بن الزّبير گفتند:مسجد قباست،و
[١] .اساس:ندارد،به قياس نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:برابر.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:قيام مكن.
[٤] .آو،آج،بم،مل،لب:بايستى،مج:بائستى.
[٥] .آو،آج،بم،مج،لب:دوستدارندۀ پاكيزىاند.
[٦] .مل:عبد اللّه عوف.
[٧] .اساس:عبد اللّه بن،به قياس نسخه آو،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٨] .مل،مج،لب:پدرت.
[٩] .همۀ نسخۀ بدلها:پدرم.