روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦ - ترجمه
مسجد ضرار شوند.آنگه مدح كرد مسجد ديگر را،رسول-عليه السلام-چون اين آيات [١]آمد،مالك بن الدخشم را-و او از بنى عوف بود-و معن بن عدىّ را و عامر بن البكير [٢]را گفت:بروى و به مسجد اين ظالمان شوى و ويران [٣]بكنى و بسوزى.برفتند،تا آنجا رسيدند.و مالك بن الدخشم را آنجا قبيلهاى بود،برفت و پارهاى آتش آورد،و آتش در او نهادند و كسانى كه آنجا بودند بگريختند.و گفتند:بعضى اهل آن [٤]مسجد مقام كردند آنجا [تا] [٥]آتش به ايشان رسيد و بعضى را از ايشان بسوخت،و مسجد ويران [٦]شد.و رسول-عليه السلام-فرمود تا:به خاك افگن كردند و مزبلهاى شد آن.و ابو عامر الرّاهب به شام بمرد غريب،وحيد،تنها [٧].و كعب بن مالك در حقّ او مىگويد:
معاذ اللّه من فعل خبيث
كسعيك [٨]فى العشيرة عند [٩]عمرو
و قلت بانّ لي شرفا و ذكرا
فقدما بعت ايمانا بكفر
و در خبر هست كه:مجمّع بن حارثه كه امام آن مسجد بود.در عهد عمر خطاب [١٠]بيامد و از او امامت مسجد قبا خواست،گفت:لا و لا كرامة،نه تو امام مسجد ضرار بودى!گفت:مهلا يا امير المؤمنين،لا تعجل على،ساكن باش و تعجيل مكن بر من اى اميرالمؤمنين !و اللّه كه من جوان بودم و ايشان پيران بودند و من قرآن دانستم و ايشان ندانستند،و من بر احوال ايشان مطّلع نبودم و اگر احوال ايشان و آنچه در دل داشتند من دانستمى،يك ساعت با ايشان مقام نكردمى.عمر او را معذور داشت،و امامت مسجد قبا بفرمود او را.
و عطا روايت كند كه در عهد عمر خطاب [١١]شهرها كه گشاده مىشد مسلمانان
[١] .آو،آج،بم،لب:آيت.
[٢] .آو،آج،بم،مج،لب:عامر بن السّكر،مل:عامر بن السّكير.
[٦] [٣] .مل،مج:بيران.
[٤] .آو،آج،بم+از.
[٥] .اساس:ندارد،به قياس نسخه آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٧] .آو،آج،بم،لب:و طريد.
[٨] .آو،آج،بم،لسعيك.
[٩] .مل،مج:عبد.
[١١] [١٠] .اساس+رضى اللّه عنه.