روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٧
سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الّا اللّه و اللّه اكبر است.
بعضى مفسّران گفتند:آيت در مردى آمد نام او ابو اليسر [١]عمرو بن عربة [٢]الانصارىّ-و او خرما فروختى-زنى بيامد تا از او خرما خرد،زن بجمال بود [٣]،گفت:
اين خرما نيك نيست كه اين جا هست،به خانه بهتر ازين هست اگر خواهى به خانۀ من آى.زن با او به خانه رفت،او زن را درآويخت [٤]و در برگرفت و بوسه داد.زن گفت:اتّق [٥]اللّه،از خداى بترس!مرد بترسيد و پشيمان شد،بيامد گفت:يا رسول اللّه:چه گويى در مردى كه او در زنى آويزد و از او مراد خود حاصل كند مگر جماع؟رسول-عليه السّلام-هيچ جواب نداد تا وحى آمد،يكى از جملۀ صحابه گفت:خداى بر تو پوشيده بود اگر تو بر خويشتن [٦]بپوشيدى.وقت نماز ديگر در آمد، رسول-عليه السّلام-نماز بگزارد و جبريل آمد و اين آيت آورد رسول-عليه السّلام- گفت:ابو اليسر [٧]كجا است؟او پيش آمد،و گفت:با ما نماز كردى؟گفت:آرى اى رسول اللّه!گفت:خداى تعالى اين نماز را به كفّارت گناهت كرد و آيت فرستاد كه: إِنَّ الْحَسَنٰاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئٰاتِ .
بعضى دگر مفسّران گفتند:مراد به حسنات توبه است و به اذهاب اسقاط اللّه تعالى عقاب السّيئات عندها تفضّلا.بعضى دگر[از اهل] [٨]اصول گفتند كه:دوام بر اداى واجبات و نوافل دعوت كند مكلّف را با ترك سيّئات پس به منزلت اذهاب باشد آن را مقارنة [٩]و تشبيها،و اين وجهى است نيكو و معتمد در تأويل آيت.
و امّا قول آنكس كه به اين آيت استدلال كرد بر احباط درست نيست كما دلّت [١٠]الادلّة على فساد الاحباط عقلا و شرعا. ذٰلِكَ ذِكْرىٰ لِلذّٰاكِرِينَ ،و اين ياد- كردى [١١]است يادكنندگان را.
وَ اصْبِرْ ،آنگه گفت:يا محمّد!صبر و شكيبايى پيشه كن كه خداى تعالى رنج نيكوكاران ضايع نكند.و«صبر»،حبس نفس بود بود على ما يكره [١٢]،و نقيضه الجزع،
[٧] [١] .آو،آج،بم،مج،لب،آز:ابو اليسير،مل:ابو البشير.
[٢] .مل:عربية.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج+او.
[٤] .آو،آج،بم،مج،لب،آز:در زن آويخت،مل:با زن درآويخت.
[٥] .آو،بم:اتّقوا.
[٦] .آو:خوشتن.
[٨] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[٩] .آو،بم،مج:مقاربة،آج،لب،آز:مفارقة.
[١٠] .آو،آج،بم،مج،لب،آز:لما دلالة.
[١١] .آو،آج،بم،لب،آز:يادكردنى.
[١٢] .مج:تكره.