روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٩
سلطانى و حجّتى روشن،و اگرچه معنى آيات و سلطان [١]حجّت باشد براى آن مكرّر كرد كه لفظ مختلف است.گروهى فرق كردند ميان حجّت و سلطان و گفتند:
سلطان از حجّت بليغتر است،براى آنكه حجّت عامّ باشد همه جاى و سلطان [٢]در حجّتى به كار دارند كه بر سبيل قهر و غلبه باشد.و گفتهاند سلطان حجّت قوىتر است از سلطان مملكت،كه اين را زوال و قهر باشد و آن را نباشد.زجّاج گفت:حجّت را براى آن سلطان خوانند كه مردم به روشنايى او راه برند [٣]،و اشتقاق او از سليط است كه روغن زيت باشد كه از او چراغ افروزند،و گفتهاند:من السّلاطة،و هى ذلاقة اللّسان،از تيزى و گذرندگى باشد،و منه المرأة السّليطة.
إِلىٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ،«الى»متعلّق است به أَرْسَلْنٰا ،و ملأ اشراف قوم باشند كه يملئون [٤]عيون النّاس هيئة و صدورهم هيئة. فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ ، آن جماعت و ملأ متابعت فرمان فرعون كردند و فرمان خداى و پيغامبرش رها كردند.
آنگه گفت:كار فرعون رشيد نبود [٥]،بر رشد و صلاح نبود و داعى با خير و مصلحت و راه راست نبود.و امر،ممكن است كه فعل باشد و ممكن است كه قول،و بر هر دو حمل توان كردن.اگر بر قول حمل كنند فرمان باشد،و اگر بر فعل حمل كنند افعالى باشد كه او كردى كه ايشان به آن اقتدا كردند.
آنگه وصف فرعون كرد به آنكه: يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ ،كه او فرداى قيامت پيشرو قوم[خود] [٦]باشد تا به دوزخ،ايشان را به دوزخ فروبرد،بد جايگاه فروشدن [٧]است دوزخ!يقال:قدم فلان من سفره اذا رجع قدوما،و قدمه يقدمه اذا تقدّمه و اقدم عليه اذا ورد عليه اوّل كلّ احد اقداما،و تقدّم القوم تقدّما و قدّم غيره تقديما،و قدم يقدم[اذا كان] [٨]قديما [٩]و دخل فى الامر قدما اى متقدّما.و براى آن گفت: فَأَوْرَدَهُمُ النّٰارَ ،بر لفظ
[١] .اساس+و،به قياس با نسخۀ آو،حذف شد.
[٢] .آج،لب،آز+را.
[٣] .آو،آج،بم،آز:راه برد،مل:راه روند.
[٤] .آو،آج،بم،آز:تملئون.
[٥] .آو،آج،بم،لب،آز+يعنى،مل،مج+و.
[٨] [٦] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[٧] .آو،آج،بم،مج،لب،آز:فروشدنى.
[٩] .اساس:قدوما،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.