روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٩ - ترجمه
گفت:اى قوم!بينى [١]كه اگر من باشم بر حجّتى از خدايم و روزى دهد مرا از او روزى نيكو،و من نمىخواهم كه خلاف كنم شما را با آنچه نهى مىكنم شما را از آن من نمىخواهم [٢]مگر نيكى تا توانم،و نيست توفيق من مگر به خداى،بر او توكّل كردم و با او شوم.
اى قوم!گناهكار نكند شما را بىفرمان [٣]من كه برسد به شما مانند آنچه رسيد به قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح،و نيست قوم لوط از شما دور.
[١٩٢-ر] و آمرزش خواهى از خدايتان،پس توبه كنى با او [٤]كه خداى من آمرزنده و دوستدارنده است.
گفتند اى شعيب!ما ندانيم بسيارى از آنچه تو مىگويى،و ما مىبينيم تو را در ميان ما بىقوّت،و اگر نه قومت بودندى سنگسار كردمانى [٥]تو را،و نيستى تو بر ما عزيز.
گفت اى قوم!قوم من عزيزترند بر شما از خداى؟و گرفتى او را از پس پشت شما كه خداى من[به] [٦]آنچه شما مىكنى عالم است [٧].
اى قوم!بكنى بر توانايتان [٨]كه من كنندهام،زود بود كه بدانى شما هرآن كه آيد بدو عذابى كه ذليل بكند او
[١] .آو،بم:ديدى/ديديد.
[٢] .اساس:مىخواهم،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٣] .آو،آج،بم،لب:نافرمانى.
[٤] .آو،بم:وا او توبه كنى.
[٥] .آو،آج،بم،لب:كرديمى.
[٦] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[٧] .آج،لب:گردآرنده است.
[٨] .توانايتان/تواناييتان.