روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٤ - ترجمه
و مىكرد كشتى و هرگه بگذشت [١]بر او گروهى از قوم او،فسوس داشتند [٢]از او،گفت:اگر فسوس دارى [٣]از ما،ما فسوس داريم از شما چنان كه فسوس دارى [٤].
زود بود كه بدانى هركه كه [٥]آيد بدو عذابى [٦]،هلاك كند او را،و حلال شود بر او عذابى ايستاده.
تا آنگه كه آمد فرمان ما و بر جوشيد تنور،گفتيم ما:برگير [٧]در آنجا از هر دو جفت دو را و اهلت را الّا آنان كه سابق شد بر او [٨]گفتار،و آنكه ايمان آورد و ايمان نياورد با او مگر اندك.
[٩] و گفت:
درنشينى در [١٠]كشتى به نام خداى راننده و استواركننده [١١]كه خداى من آمرزگار و بخشاينده است[١٧٢-ر].
و آن [١٢]مىرفت با ايشان در موجى چون كوهها،و آواز داد نوح پسرش را-و بود در دورى-اى پسرك من! درنشين با ما [١٣]در كشتى و مباش با كافران.
گفت بازشوم [١٤]با كوهى كه نگاه
[١] .آج،لب:هرگه كه بگذشتند.
[٢] .آو،آج،بم،لب:فسوس مىداشتند.
[٣] .آو،بم:مىدارى.
[٤] .آو،بم،لب:شما فسوس مىدارى.
[٥] .آو،آج،بم،مج،لب:هركه.
[٦] .آو،آج،بم،لب+ايستاده.
[٧] .اساس:برگيريم،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٨] .آو،بم:براشان.
[٩] .اساس:مجريها،به قياس با متن قرآن مجيد،تصحيح شد.
[١٠] .آو،آج،بم،لب+آن.
[١١] .آو،بم:براننده آن،آج،لب:برآرنده.
[١٢] .آو،آج،بم،لب+كشتى.
[١٣] .آو،بم:و اما.
[١٤] .آو،آج،بم،لب:پناه دهم.