روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٦ - ترجمه
نجات يافتند،خواست تا بازنمايد كه،آنان كه ايمان نياوردند،نه از طريق تعجيز و توهين قديم تعالى بود و از سر فرط قوّت[و] [١]مغالبت و ممانعت بارى-عزّ اسمه- گفت:اگر خداى تو خواستى هرچه در زمين ايمان آوردندى مشيّت اكراه و اجبار،نه مشيّت اختيار،و دليل اين قرينه لفظ اكراه است در آيت كه گفت: أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النّٰاسَ حَتّٰى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ،تو اكراه خواهى كردن مؤمنان را بر ايمان؟يعنى تو نتوانى اين اكراه كردن،خداى تواند.و معنى آيت،اخبار است از قدرت خداى تعالى بر خلق [٢]ايمان در ايشان و حمل ايشان بر ايمان بر سبيل اجبار و اكراه.و اين آيت در معنى جارى مجرى آن است كه گفت: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمٰاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنٰاقُهُمْ لَهٰا خٰاضِعِينَ [٣].قوله: أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النّٰاسَ حَتّٰى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ،معنى آن است كه:تو اكراه خواهى كردن مردم را بر ايمان؟تو نتوانى و خداى تعالى[كه] [٤]تواند نمىكند،براى آنكه منافى حكمت و تكليف باشد.و مورد آيت،مورد تسليت رسول است از دلتنگى كه او را مىبود بر كفر ايشان،و حرصى كه داشت بر ايمان ايشان و مجبّره چنان گمان بردند كه ايشان را از روى شبهت به اين آيت متعلّقى هست،و جواب از شبهت ايشان آن است كه گفتيم در شرح معنى آيت،و در آيت دليل است بر بطلان قول ايشان ازآنجا كه خداى تعالى گفت: وَ لَوْ شٰاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ ،اگر خداى خواستى و اين دليل بر آنكه نخواست و نمىخواهد.و چون بعضى مرادات باشد كه نه مراد او باشد،او نه مريد الذّات باشد و نه مريد به ارادت قديم،چنان كه اگر گويد [٥]:لو قدر اللّه على كذا و لو علم اللّه كذا،لازم آيد كه خداى تعالى قادر نباشد برآن چيز،و عالم نباشد به آن چيز ازآنجا كه اقتضاى اين كند،همچنين در مسئله ما.
وَ مٰا كٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ ،حقتعالى در اين آيت بازنمود كه ايمان به امر و اذن من است و به اطلاق من.و«اذن»به اين دو معنى باشد،يقال:اذنت له في كذا اذا اطلقت له ذلك،يعنى هيچكس را نباشد كه ايمان آرد بىتمكين و
[٤] [١] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[٢] .آج،لب،آز+از.
[٣] .سورۀ شعرا(٢٦)آيۀ ٤.
[٥] .مل:گويند.