روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٨ - ترجمه
جنبيه.و در مصحف عبد اللّه و ابىّ،«هلاّ»نوشته [١]است،و معنى تحضيض متضمّن باشد معنى نفى را،براى آنكه هلاّ فعلت كذا،آنكس را گويند كه آن كار نكرده باشد،تا توان گفتن او را كه چرا چنين نكردى.و قوله: قَرْيَةٌ ،مراد اهل قريهاند على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه،كقوله: وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ... [٢]،و قول آنكس كه گفت: إِلاّٰ قَوْمَ يُونُسَ ،استثناى منقطع است ازآنجا كه قوم مستثناست از قريه،و آن چنين [٣]نيست [٤]،غلط كرد،براى آنكه قوم از قريه مستثنا نيست،و هم از [٥]قوم مستثناست،براى آنكه آنجا مضاف محذوف است چنان كه بيان كرديم.و بعضى دگر گفتند:منقطع است ازآنجا كه استثناى منقطع است،ناجيان را از مهلكان استثنا كرد،و اين را جارى مجراى آن كرد كه نابغه گفت [٦]:
[وقفت فيها اصيلا لا اسائلها
عيّت جوابا] [٧]و ما بالرّبع من احد
الّا أوارىّ[لأيا ما ابيّنها
و النّؤى كالحوض بالمظلومة الجلد] [٨]
و اگر استثناى متّصل گويند هم روا باشد كه منصوب بود براى آنكه:ما جاءني احد الّا زيد و الّا زيدا رواست،و اگرچه بدل نباشد [٩]اين جا از استثنا.
و در يونس،چند لغت است.ضمّ«نون»و آن لغت مشهور است،و كسر«نون» و آن قرائت طلحة بن مصرّف است و اعمش و جحدرى و عيسى در شاذّ،و بعضى عرب گفتند:به فتح«نون».و ابو زيد الانصارىّ حكايت كرد از بعضى عرب هم اين كلمه مع الفتحة و الضّمة و الكسرة،و معنى آيت آن است:ما كانت قرية امنت،هيچ اهل شهرى نبودند كه ايمان آوردند در وقت معاينۀ عذاب،كه ايشان را ايمان سود داشت [١٠][مگر قوم يونس كه ايشان عند معاينۀ علامات عذاب] [١١]ايمان آوردند و خداى
[١] .آو،بم،آز:نبشته.
[٢] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٨٢.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:جنس.
[٤] .اساس:است،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٥] .مل+و همۀ.
[٦] .اساس و ديگر نسخه بدلها+و ما بالرّبع من احد الّا اوارىّ.
[٨] [٧] .اساس و ديگر نسخه بدلها:فاقد شاهد شعرى است،تنها نسخۀ آج،در حاشيه با قلمى متفاوت از متن اين دو بيت را از نابغه آورده،به قياس با اين نسخه و چاپ مرحوم شعرانى افزوده شد.
[٩] .اساس:باشد،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[١٠] .اساس:نداشت،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[١١] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.