روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٥ - ترجمه
قوله: فَلاٰ تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِينَ ،هم خطاب با رسول است و مراد غيرى،چنان كه گفت: يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللّٰهَ وَ لاٰ تُطِعِ الْكٰافِرِينَ وَ الْمُنٰافِقِينَ... [١]،مراد نه رسول است اگرچه خطاب با اوست،نبينى كه گفت: ...فَإِنَّ اللّٰهَ كٰانَ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِيراً [٢]،خطاب با امّت او كرد.و وجهى دگر در آيت آن است كه:حقتعالى«ان»گفت و«ان» حرف شرط باشد و[مشروط موقوف بود بر شرط،چون شرط نباشد] [٣]مشروط هم نباشد.در مثل گويند:اگر بكشند [٤]برست [٥]،لا جرم رسول-عليه السّلام-چون اين آيت آمد گفت:
ما كنت شاكّا و لا أشكّ، گفت:من شاكّ نيم،لا جرم نخواهم از ايشان [چيزى] [٦]پرسيدن،و اين وجه بهتر از همه وجوه است كه با او تعسّفى نيست و ظاهر بر جاى خود است.و الامتراء،الشّك،و كذلك:المرية،و اصله من المرى،و هو مسح ضرع النّاقة ليعلم أ بها لبن ام لا،او نيز چون شك كند پستان شتر بمالد تا شير دارد يا نه!ثمّ كثر،آنگه در استعمال بسيار شد تا آنجا ببينى [٧]كه شك نباشد كسى پستان شتر بمالد تا شير دوشد مريت گويند،آنگه گفت [٨]:مرى،استخراج باشد، يعنى استخراج اللّبن من الضّرع،و اصل آن است كه گفتيم.
وَ لاٰ تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيٰاتِ اللّٰهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخٰاسِرِينَ ،و مباش از جملۀ آنان كه آيات ما دروغ دارند،كه پس،از جملۀ زيانكاران باشى.و«من»،در هر دو جاى تبعيض است،و اگر در دوم گويند تبيين است هم روا باشد،قوله:
فتكون،منصوب است به«فا»به جواب نهى به اضمار«ان».و«نون»تأكيد راست در نهى،و آيت نيز خطاب است با رسول و مراد جز او،چنان كه گفت: لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ... [٩]،و هم اين وجه كه در آيت اوّل گفتيم،اين جا توان گفتن،و نيز در آيت استشهاد [١٠]براى آنكه خداى تعالى نهى مىكند رسول را تا از جملۀ مكذّبان نباشد،و واجب نبود كه نهى آن را كنند كه او آن فعل منهىّ عنه
[١] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ١.
[٢] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٢٨.
[٦] [٣] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،افزوده شد.
[٤] .مج،آز:نكشند.
[٥] .آو،آج،بم،مج:بر دست،لب:نروست،آز:بروست.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:نيز.
[٨] .مل:آنگاه گفتند.
[٩] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٦٥.
[١٠] .آو،آج،بم،لب،آز:استشهادى،مل:استفهام.