روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤١ - ترجمه
واجب است،ازآنجا كه معلوم آن است كه بر كفر ميرند و هيچ اختيار ايمان نكنند.
و فسق،خروج باشد از فرمان خداى تعالى،و فاسق خارج باشد از فرمان خداى تعالى،و مراد به فسق اين جا كفر است،و روا بود كه مراد به كلمه،كلمۀ عذاب باشد و تقدير آن بود كه:وجبت [١]عليهم كلمة العذاب بأنّهم لا يؤمنون،كلمت عذاب بر ايشان واجب شد به [٢]آنكه ايشان ايمان نخواهند آوردن و از ايشان كفر معلوم است.جبّائى گفت:معنى آن است كه،آنكه شما ايشان را بر كفر مصرّ يا بىدليل آن است كه،[آنچه] [٣]خداى تعالى گفت در حقّ ايشان كه ايمان ندارند،حقّ است و صدق.
قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكٰائِكُمْ ،آنگه گفت هم از اين طريق [٤]مجادله،گفت،بگو [٥]اين مشركان را كه:كس هست از اين انبازان شما،يعنى از اين معبودان شما كه آن را انباز كردهاى با خداى كه ابتداى خلق تواند كردن،و آنگه اعادت اختراع كند چنان كه خداى تعالى مىكند؟آنگه [٦]از پس آن چون با فنا شده باشند باز آفريند،اگر ايشان جواب دهند و تسليم كنند و گويند:خداى است،فهو المراد،و الّا هم تو جواب ده [٧]و بگو كه:خداى است كه ابتدا خلق كند و بر اعادت عين قادر باشد،ازآنجا كه قادر الذّات است.و قوله: فَأَنّٰى تُؤْفَكُونَ ،هم آن معنى دارد كه: ...فَأَنّٰى تُصْرَفُونَ [٨].و انّى را اين جا دو معنى باشد:كيف،و اين.معنى[١٤١-پ]كيف،چنان باشد كه [٩].
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللّٰهِ... [١٠] ،و معنى اين،چنان كه گفت: فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ [١١].و الافك، الصّرف و القلب،و زمين قوم لوط[را] [١٢]براى آن مؤتفكات خواند كه،شهرها منقلب بود.و افك،دروغ باشد براى آنكه مصروف بود از وجه خود،[فعل] [١٣]به معنى مفعول.
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:وجب.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:با.
[١٣] [١٢] [٣] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٤] .مل،مج:آنگه هم از طريق،آو،آج،بم،لب،از:آنگه گفت هم از طريق.
[٥] .آو،آج،بم،لب،آز:مجادله كه بگو.
[٦] .آو،آج،بم،لب:آنكه.
[٧] .اساس:خواند،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٨] .سورۀ يونس(١٠)آيۀ ٣٢.
[٩] .آو،آج،بم،لب،آز+گفت.
[١٠] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨.
[١١] .سورۀ تكوير(٨١)آيۀ ٢٦.